X
تبلیغات
عکس و زندگی نامه - زندگی نامه

عکس و زندگی نامه

من خوزستانی هستم

هالی بری

زندگی نامه هالی بری :


قد = 170 سانت

نام واقعی = Halle Maria Berry


بیوگرافی

هالی بری یا همون هاله خودمون متولد 14 آگوست سال 1966 ساعت 9:03 شب
است
متولد اوهایو و از پدری آفریقایی و مادری آمریكایی
در سن 4 سالگی مادر و پدر او از هم جدا شدند و مسئولیت بزرگ كردن اونو مادرش بر عهده گرفت.

در سن 17 سالی جایزه Miss Teen رو برده و یك خواهر بزرگتر به اسم Heidi هم داره
بعد از این اون به عنوان یك مدل شروع به كار كرد كه باعث شد در سال 1989 در یك مجموعه تلویزیونی به نام "
Living Dolls بازی كنه

در سال 1992 به عنوان معشوقه Eddie Murphy كمدین مشهور آمریكا در مجموعه تلویزیونی Boomerang شركت كرد.

در سال 1998 به عنوان یكی از 50 زن زیبای جهان انتخاب شد.

در سال 1999 او موفق شد با بازی در فیلم Introducing Dorothy Dandridge (در نقش Dorothy Dandridge اولین برنده جایزه اسكار) جایزه Golden Globe رو دریافت كنه كه نشون از توانایی های او بود.

در سال 2000 فیلم X-Men بود كه اونو خیلی معروفتر از قبل كرد.

در سال 2002 كه مشغول بازی در فیلم جیمز باند بود در یكی از صحنه های فیلم به شدت مجروح شد.

در سال 2002 هم به عنوان یكی از 50 زن زیبای جهان انتخاب شد.اون تنها معشوقه جیمز باند هست كه تونسته آكادمی اوارد رو ببره.

لباسی كه او در مراسم اسكار 2002 پوشیده شده بود به عنوان زیباترین لباس سال انتخاب شد.

در سال 2003 هم به عنوان یكی از 50 زن زیبای جهان شناخته شد.

در 14 آگوست سال 1999 یعنی روز تولد 33 سالگیش با خواننده مشهور 'Eric Benet' نامزد كرد.

در حال حاضر او گرانترین هنرپیشه سیاه پوست جهان است.

در سال 2004 هم به عنوان یكی از 50 زن زیبای جهان شناخته شد.

در سال 2004 به عنوان هفتمین زن سكسی هالیوود انتخاب شد.

او برای بازی در فیلم cat woman یك گربه رو به اسم Playto اداپت كرد تا بتونه بیشتر با دنیای گربه ها آشنا شود .

 در سال 2002 كانال VH1 اورو به عنوان هفتمین زن چیز دنیا انتخاب كرد.

در سال 2003 و 2004 اون نامزد دریافت جایزه بدترین هنرپیشه زن به خاطر بازی در فیلمهای Gothica و Catwoman شد ولی این جایزه بهش نرسید

بنابراین اون یكی از سه زنی شد كه هم جایزه بهترین بازیگر و هم جایزه بدترین بازیگرو برده

در سال 2005 هم در سن 39 سالگی بازهم به عنوان یكی از 50 زن زیبای هالیوود انتخاب شد.

فیلموگرافی


October Squall -2006
Perfect Stranger -2006
Foxy Brown -2005
Nappily Ever After -2005
Robots -2005 در نقش دوبلور
Catwoman -2004
Gothika -2003
X2 -2003
Die Another Day -2002
Monster's Ball -2001
Swordfish -2001
X-Men -2000
Introducing Dorothy Dandridge -1999
Why Do Fools Fall In Love -1998
Bulworth -1998
The Wedding -1998
B*A*P*S -1997
The Rich Man's Wife-1996
Race the Sun -1996
Executive Decision-1996
Losing Isaiah (1995) .... Khaila Richards
Solomon & Sheba-1995
The Flintstones-1995
The Program -1993
Father Hood -1993
Queen -1993
Boomerang -1992
Knots Landing-1979
The Last Boy Scout -1991
Strictly Business -1991
Jungle Fever -1991
Living Dolls-1989

 

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:58  توسط کریم  | 

نیکل کیدمن

زندگینامه نیکول کیدمن

نيكول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يك ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است. پدرش يك متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيكول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.

دوران كودكي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش كه يك فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسك بخرد پدرش او را با خرك ورزشي تمرين مي داد. ورزش يك قسمت از زندگي او در خانه بود نيكول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يك نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو كند.

 

نيكول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور كه بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيكه او در يك نمايش مدرسه اي در كريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.

 

امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در كودكي بخاطر قد بلندش نسبت به همكلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.

 

او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شركت مي كرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيكول كافي بود تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيكول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي "Bush Christmas" بازي كرد. او يك اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريكه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي كند. در سال 1985 زمانيكه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيكه در آمريكا در فيلم پر هيجان "Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يك هنرپيشه شناخته شده در كل دنيا پذيرفته شده بود نيكول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا كرده بود همانطور كه امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيكول "Days of Thunder"  نام داشت كه در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام كروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيكول و تام در كلرادو ازدواج كردند. در چند سال بعد از آن نيكول در تقلا براي اين بود كه خود را نه فقط به عنوان همسر تام كروز بلكه به عنوان يك هنرپيشه مطرح كند. نيكول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن  Golden Globes  را ازان خود كرد. در فيلم بعدي نيكول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي كرد.

 

نيكول در فيلم  "Eyes Wide Shut"  با همسرش تام كروز روبرو شد كه به كارگرداني استنلي كوبريك ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يك زوج موفق در هاليوود سلطنت مي كرند. فيلم قابل توجه بعدي نيكول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم  "The Panic Room"  كنار گذاشته شد. نيكول و تام سرپرستي دو كودك به نامهاي ايزابل جين و كونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيكول بعد از 10 سال زندگي مشترك در فوريه 2001 از يكديگر جدا شدند و سخنگوي نيكول اين را يك ماه بعد رسماً‌ اعلام كرد و طلاق در يكم آگوست 2001 رسماً انجام شد.نیکول بعد جدایی غم انگیز و مبهمش از تام با مردان زیادی رابطه داشت.وی سرانجام با "کیت اوربان" برترین خواننده ی پاپ و ثروتمند ترین مرد استرالیا ازدواج کرد.وی مدتها قبل از ازدواج با نیکول معتاد به الکل بوده و نیکول هم از این قضیه اطلاع داشته است . نیکول هم اکنون از اعتیاد همسرش بسیار ناراحت است و هردو می کوشند تا اعتیاد را از زندگی خود ریشه کن کنند .نیکول هم اکنون برای هر فیلم خود حدود 17 میلیون دلار دستمزد میگیرد.او با سرمایه ای بالغ بر 400 میلیون دلار ثروتمند ترین زن استرالیاست .

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:58  توسط کریم  | 

میل گیبسون

زندگینامه مل گیبسون

 نام:مل کلو مسیل جرارد گیبسون

تولد:3 ژانویه 1956 در پیکسویل نیویورک آمریکا

نام مستعار:گیپ

 قد:179 سانتیمتر

 پدر:هاتون گیبسون که سوزنبان قطار بود.

مادر:آن گیبسون که استرالیایی الاصل می باشد.

نشان خاص: در 7 ژوئن 1980 با روبین مور ازدواج کردکه تا کنون دوام آورده است.

وی دارای هفت فرزند می باشد( هانا-ویلیام-ادوارد-کریستین-لوئیس-میلو و تامی ) .

بازیگری را در انستیتو ملی هنرهای زیبا ودانشگاه نیوساچ ویلزسیدنی استرالیا خوانده است.

مقام دوازدهم رادر مجله امپایرچاپ انگلستان در لیست صد ستاره تاریخ سینما بدست آورد.

به عنوان یکی از 50 مردزیبای جهان شناخته است .

در انیمیشن فرار جوجه ای صحبت کرده است.

بالاترین نشان افتخار استرالیا را در سال 1997 بدست آورد

برادرش دونال هم بازیگر است.

علاوه بر بازیگری به کارگردانی نیز روی آورد.

با فروش 472 میلیون دلار مصائب مسیح را کارگردانی کرد.

سال 1995 برای ایفای نقش جیمز باند انتخاب شده بود.

اولین فارغ التحصیل مدرسه درام نیوزلند در رشته نمایش بود.

با همسرش در آژانس همسر یابی آشنا شد!!!

هرگز الکل مصرف نمی کند.

یک کمپانی فیلم دارد.

مادرش در دسامبر 1990 فوت کرد.

*در سال 2003 با ساخت مصائب مسیح به مدت 3 ماه بخاطر تهدیدهای زیاد متواری بود*

جمله معروف مل گیبسون(درباره وظایفش درشجاع دل یعنی بازیگر-تهیه کننده وکارگردان):

اگر قرار باشد سه کلاه بر سر کنید بهتراست دو کله دیگر هم داشته باشید

بهترین کارهایش : شجاع دل-اسلحه مرگبار و مدمکس هستند.

آخرین ساخته وی" آپوکالیپتو" یا به عبارتی "روز قیامت" نام دارد که مورد توجه منتقدان قرار گرفته است.

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:58  توسط کریم  | 

مدونا

بيوگرافي مدونا

مدونا لو ايز ورونيكا سيكونه- -Madonna Louise Veronica Ciccone در سال 1958 در Bay City ميشيگان به دنيا آمد. او از بچگي بازيگري و رقص را شروع كرد در دانشگاه جايزه تحصيل رقص را از دانشگاه ميشيگان دريافت كرد  در نيويورك مدونا شروع به نوشتن آهنگ كرد. اولين آلبوم مدونا با نام مدونا در سال  1983 منتشر شد و اين آلبوم باعث شد كه نام مدونا در نمودار Top Of The Pops سال 1984 جاي بگيرد. نمايش دادن موزيك ويدئو هاي مدونا بر روي شبكه ي MTV يك دليل و عامل واضح بر موفقيت مدونا در اولين آلبومش بود.

تنها آلبوم اول مدونا موفقيت آميز نبود بلكه آلبوم هاي بعدي او هم با نام هاي : Like a Virgin در سال 1984- True Blue در سال 1986 - Like a Prayer در سال 1989 -  Bedtime Stories در سال 1994 - Ray of Light در سال 1998  در كارنامه ي موفق او وجود دارد.

مدونا در طول ارائه دادن آلبوم هاي خود تور هاي زيادي گذاشت كه يكي از بزرگترين و با شكوهترين اين تورها Blonde Ambition در سال 1990 بود.

مدونا بعد از رقصندگي و خوانندگي يك شغل ديگر به شغل هايش اضافه كرد و آن بازيگري بود . بازيگري در فيلم هاي Desperately Seeking Susan در سال 1985 - Shanghai Surprise  در سال 1986 -؟ Who’s That Girl در سال 1987 و Dick Tracy در سال 1990 و بعد از آن  كمپاني وارنرز در سال 1992 بر روي مدونا دست گذاشتند و مدونا در فيلم هاي Shadows and Fog در سال 1992 A League of Their Own در سال 1992 - Body of Evidence در سال 1993 - Evita 1996  و به اين ترتيب مدونا برنده جايزه ي گوي طلايي كه براي بهترين بازيگر زن در فيلمهاي كمدي و موزيكال در نظر گرفته شده بود شد.

و در The Next Best Thing در سال 2000براي كمپاني وارنرز بازيگري كرد

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:54  توسط کریم  | 

کامرون دیاز

زندگی نامه کامرون دیاز

 

نام كامل: CAMERON MICHELLE DIAZ
اسم مستعار: CAMI    
قد: 175 سانتي متر
 

كامرون در سي ام آگوست 1972 در سن ديه گو كاليفرنيا بدنيا آمد . او ضمن اينكه يك هنرپيشه معروف و موفق است يك مدل نيز مي باشد . كامرون دختر يك پدر آمريكايي كوبايي EMILIO DIAZ به نام سركارگر كمپاني نفت و يك مادر به نام BILLIE DIAZ كه مليتي آمريكايي ايتاليايي و آلماني دارد و يك تاجر است مي باشد .
كامرون تنها يك خواهر به نام CHIMENE دارد .

تحصيلات وي ديپلم متوسطه است . استعدادش او را به مجلاتي مانند مادمازل و seventeen و فعاليتهاي تبليغاتي براي كمپانيهايي مانند Calina Klein و كوكاكولا و لويس كشاند . بعد از ترك كردن خانه در سن 16 سالگي او به عنوان مدل به دور دنيا رفت موفقيت حرفه اي او را به ژاپن ، استراليا ، مراكش و پاريس كشاند . كامرون در سن 21 سالگي به كاليفرنيا برگشت .
در سال 1994 كامرون اولين نقش خود را در فيلم كمدي - اكشن ماسك بدست آورد و ستاره ما با كمدين بزرگ جيم كري روبرو شد . بدون هيچ تجربه قبلي او يك نقش اصلي در اين فيلم بازي كرد . بعد از بازي در فيلم ماسك كامرون دياز درخواستهاي زيادي از طرف چند فيلمساز برجسته براي بازي در فيلمهايشان دريافت كرد .
در حاليكه كامرون براي ايفاي نقش در نسخه تبديل به فيلم شده بازي معروف مورتال كمبات آموزش مي ديد مچ دستش صدمه ديد كه باعث شد از بازي در اين فيلم صرفنظر كند . در عوض او يكسري فيلمهاي مستقل ساخت كه شامل  "the last super" و "Feeling Minnesota" با شركت "Keanu Reeves" و "she's the One" با شركت « اِد بِرنز » و « جنيفر آنيستون » و "Head Above Water" با شركت "Harrey Keitey" مي شد .
در سال 1997 شايعاتي  در مقالات از نامزد شدن كامرون براي بازي در برابر جوليا رابرتز در فيلم كمدي پرطرفدار "My Best Friend Wedding" بوجود آمد با وجود اينكه اين درخواست براي كامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فيلمهاي مستقل با هزينه كم از قبيل « چيزهاي خيلي بد » ، « چيزهايي كه فقط با نگاه كردن به او مي تواني بگويي »  ادامه داد .
در پاييز سال 2000 او در « فرشته هاي چارلي » ظاهر شد و پروژه بعدي او فيلمي از مارتين اسكورسيزي است كه در برابر لئوناردو دي كاپريو ايفاي نقش مي كند .
علت شهرتش به خاطر بازي در فيلم   . است SOMTHING ABOUT MARY
درآمد وي از فيلم CHARLIE`S ANGELS و FULL THROTTLE بيست ميليون دلاربوده است .
كامرون به خرافات اعتقاد راسخ دارد .
دوستان پسر:
1- CARLOS DE LA TORRE
، شغل : تهيه كننده ، 1995-1990
2- MATT DILLON
، شغل : بازيگر ، 1998-1996
3- JARED LETO
، شغل : بازيگر ، 2003-1999
4- ROBBIE WILLIAMS
، شغل : خواننده
5- JUSTIN TIMBERLAKE
، شغل : خـوانـنـده ، 2003 تـا كنون
 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:54  توسط کریم  | 

کاترین زتا جونز

زندگینامه کاترین زتا جونز

او متولد 25 سپتامبر 1969 در سوانسی واقع در گلامورگان غربی در ولز است .وی در خانواده ای نسبتا مرفه به دنیا آمد. . اولین بازی های خود را روی صحنه به انجام رساند و با بازی در نمایش موزیکال خیابان 24 طعم هنر نمایی را چشید ،اما در اصل حضور در مجموعه کمدی درام شکوفه عزیز ماه می محصول تلویزیونی یور کشایر بود که توانست نام او را روی زبانها بیاندازد ،داستان این مجموعه برداشتی بود از سری نوول های اچ.ای.بیتس که توانست یک موقعیت کم نظیر بشود و کاترین را به یکی از عامه پسندترین هنرپیشه های زن تلویزیون بریتانیا تبدیل کند.

 

پس از موفق شدن سری اول مجموعه او به صحنه نمایش بازگشت و سپس در مینی سریال کاترین کبیر به بازی پرداخت.

 

اولین فیلم سینمایی خود را با عنوان شهرزاد با کاگردانی فیلیپ دی بروکا در سال 1990 بازی کرد و فیلیپ دی بروکا بود که او را روی صحنه نمایش کشف کرد . کاترین در ادامه بازی در نقش های مکمل چندین فیلم را دنبال کرد که از میان آنها می توان به کریستف کلمب کاشف 1992 و نقشی طولانی تر در فیلم شبح 96 اشاره کرد.وی با بازی در فیلم دام افکن در نقش مقابل شون کانری و در نقش النا مقابل آنتونی هاپکینز و آنتینوبانداراس در نقاب زرو (98) به یک چهره بین المللی تبدیل گشت.

کاترین زتا جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به خاطر فیلم شیکاگو دریافت کرد.

 

او که یک خواننده مستعد نیز هست به طور رسمی یا گروه اپرای ملی انگلستان نیز همکاری دارد.

 

وی همسر مایکل داگلاس هنرمند شهیر هالیوودی است.این دو در فیلم قاچاق(ترافیک) با هم همبازی بودند.

 

کاترین زتا و مایکل در تاریخ ۱۸نوامبر ۲۰۰۰ در هتل پلازا نیویورک ازدواج کردند. آنها دارای ۲فرزند هستند.دیلان (پسر) متولد ۸آگوست ۲۰۰۰ و کریس(دختر) متولد ۲۳آوریل ۲۰۰۳ هستند..

 

نام زتا از روی نام مادربزرگ او انتخاب شده است.

 

 کاترین زتا جونز علاوه بر زبان مادری به زبان فرانسوی نیز تسلط دارد.

 

کاترین زتا جونز در فیلم انیمیشن سندباد: افسانه هفت دریا به جای شخصیت ماریا صحبت کرده است.در این فیلم علاوه بر او براد پیت ومیشله فایفر نیز به جای شخصیت های اصلی صحبت کرده اند..

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:53  توسط کریم  | 

شکیرا

زندگی نامه شكیرا

 

شکیرا ایزابل مبارک ریپل(shakira Isabel mebarak Ripoll) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه (Barranquilla) در کلمبیا به دنیا امده است.پدرش ویلیام مبارک(William Mebarak) یک امریکایی لبنانی تبار است ومادرش نیدیا ریپل(Nidia Ripoll)یک کلمبیایی است.
شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده است، در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده. اون با آلبوم
Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش، بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند، که بعد از اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر قرار گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره. معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام". در ضمن من شنیدم اون علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی کاملاً مسلطه و با زبانهای عربی- ایتالیایی و حتی فارسی!!! آشنایی داره.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را سرود ودر یازده سالگی گیتار نواخت.

در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود قرار دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد.

او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.

پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد. این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود. به جرات می توان گفت که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock) بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (donde estan los ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.

شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) است.

اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی است که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به خواندن به زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا زمانی که او با امیلیو وگلوریا استفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند. و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.

جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده است وقرار است به بازار راه یابد در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی است که به بازار امده است والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی است وقرار است به زودی به بازار راه یابد.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید که من امید وارم که البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که قرار است (November 28 and 29 یا همان 8و7ماه اذر)به بازار راه یابد و به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد در هفته های اول ورکورد جهان را ارتقاء دهد البته فکر نمی کنم رکورد فروش البوم در هفته های اول بالای پنج میلیون باشد.

اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف است: موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد

 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:53  توسط کریم  | 

سلندیون

زندگی نامه سلن دیوون

 

celine dion در شهر charlemagne (یک شهر کوچک در 30 مایلی شرق مونترال ) در کانادا به دنیا آمد . Celine Dion جوانترین فرد از یک خانواده 14 فرزندی بود که همگی دستی در موسیقی داشتند . پدر و مادر او هردو موسیقی دان بودند و یک کلوپ کوچک را اداره می کردند و در تعطیلات آخر هفته تمامی افراد خانواه به اجرای نمایش می پرداختند ومردم را سرگرم می کردند .

Celine Dion از سن 5 سالگی به همراه برادارن و خواهرانش شروع به خواندن کرد و بعد از چندی تجربه و توانایی اجرای زنده را بدست آورد .

در 12سالگی آهنگی را به همراه مادر و یکی از برادرانش اجرا کرد . از همین جا مسیر زندگی وی تغییر کرد و این آهنگ فرانسوی شروعی برای موفقیت های بعدی او شد .

نوار نمونه این آهنگ توجه René Angélil را که یک مدیر برجسته بود جلب کرد و René Angélil که مجذوب صدای Celine Dion جوان شده بود مصمم شد تا او را به یک استعداد جهانی تبدیل کند .

در سال 1982 اولین جایزه خود را کسب کرد که مدال طلای فستیوال جهانی آواز در یاماهای توکیو بود . در همین سالها Celine Dion با René Angélil ازدواج کرد .

شهرت وی هر روز در زادگاهش بیشتر می شد و در سال 1988 برنامه زنده تلویزیونی را در دوبلین ایرلند برای 600 میلیون بیننده در سراسر اروپا . امریکا ژاپن و استرالیا اجرا کرد .

شهرت جهانی Celine Dion وقتی بود که موسیقی انیمیشن موفق دیزنی Beauty and the Beast" " را ضبط کرد .

این ترانه موفق به دریافت جایزه Grammy و اسکار بهترین آهنگ فیلم شد .

دومین آلبوم انگلیسی زبان Celine Dion به نام simply celine dion هم منتشر شد که مجموعه ای از ترانه های عاشقانه بود .

آهنگ Think Twice در انگلستان با موفقیت زیادی روبرو شد که این فروش از زمان بیتلرها بی سابقه بود و تنها آهنگ یک خواننده زن لقب گرفت که به فروش 4 میلیون نسخه دست یافت .

آلبوم های به زبان فرانسوی او نیز به فروش می رسید و همه چیزبر وفق مراد بود.

با پخش آلبوم Falling Into You در مارچ 1996 به بالاترین فروش دست یافت و جایزه بهترین ترانه پاپ را در سی و نهمین دوره جشن سالیانه Grammy از آن خود کرد.
My Heart Will Go On اوج کار او بود . موسیقی فیلم تایتانیک که به طرز اعجاب انگیزی با فیلم گره خورد . Celine Dion و تمامی عوامل فیلم به همراه تایتانیک به اوج شهرت رسیدند . اجرای زنده این آهنگ در مراسم اسکار هم مورد توجه قرار گرفت و اسکار دوم را نصیب وی کرد .


دو آلبوم یکی به زبان فرانسوی و دیگری ترانه های مربوط به کریسمس کارهای بعدی او بودند که هرگز به موفقیت های قبلی نرسیدند .

در سال 2000 مجموعه ای از بهترین آهنگ های Celine Dion منتشر شد که عنوان قدردانی از خواننده مورد علاقه وی Frank Sinatra را یدک می کشید .

در شب شروع سال 1999 در مونترال آخرین اجرای زنده Celine Dion قبل از یک کناره گیری موقتی از خواندن برگزار شد و او چند سالی از دنیای موسیقی کناره گیری کرد .

در 25 ژانویه 2001 Celine Dion پسری به دنیا آورد که نامش را René-Charles Angélil گذاشتند واو را شش ماه بعد در مونترال غسل تعمید دادند .

Celine Dion شاید به دلیل داشتن ظاهرو چهره ای نه چندان زیبا و جذاب هیچ گاه خود را وارد مسائل حاشیه ای که گریبانگیر اکثر خوانندگان پاپ می شود نکرد و این یکی از نکات مثبت وی می باشد .

تا اینجا هر چه گفتیم موفقیت های Celine Dion بود ولی حقیقت این است که او هرگزیک اسطوره نیست . او در دوره هایی بهترین خواننده پاپ دنیا شد ولی هیچ گاه کسی از او به عنوان یک اسطوره و تک ستاره نام نبرد وازهیچ یک از آهنگ هایش به عنوان ترانه ای بی سابقه یاد نشد .

Celine Dion نیزمانند اکثر خوانندگان پاپ یک دوره طلایی را سپری کرد ولی اکنون به یک خواننده معمولی تبدیل شده است و بسیاری از طرفدارانش او را فراموش کرده اند. قصه غم انگیزی که حتی دامن امپراطوری مایکل جکسون را هم گرفت . Celine Dion تلاش زیادی می کند تا دوباره به خواننده ای درجه یک تبدیل شود ولی هرگز در انجام این کار موفق نشده است . حتی در آهنگ های آخرش تغییر سبک هم به چشم می خورد و آهنگ ها تندتر و جوان پسند تر شده است ولی بازهم نتوانسته است به شهرت پیشین خود برسد.شاید در چند سال آینده تنها نامی از Celine Dion باقی بماند

 

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:53  توسط کریم  | 

جیم کری

زندگی نامه جیم کری

 

نام: James Eugene Carrey

محل تولد: Newmarket, Ontario, Canada

تاریخ تولد: January 17, 1962

محل فعلی زندگی: Brentwood, California


جیم کری در 17 ژانویه 1962 در نیومارکت واقع در اونتاریو کانادا و در خانواده ای با سطح پایین اقتصادی متولد شد . جالب آنکه او در سال نهم دبیرستان ترک تحصیل کرد (به دلیل وضعیت اقتصادی نامناسب خانواده اش) .

اولین کار کمدی او در کلوپ شبانه در حالی بود که تنها 16 سال داشت و جالب آنکه به شدت مورد انتقاد واقع شد تا جایی که حتی حضارین سالن با داد و فریاد و پرتاب اشیا به سویش حمله کردند و او را از سالن بیرون انداختند. اما کری همچنان کار خود را ادامه داد اگر چه هر بار در پی حادثه ای مشابه کلوپ خود را عوض می کرد . این ماجرا ادامه داشت تا اینکه به سن 22 سالگی رسید و توانست پس از مدت ها ناکامی خود را با عنوان کمدین برنامه های زنده تثبیت کند . اینجا بود که به تلویزیون راه پیدا کرد و برای نخستین بار در یک برنامه محصول شبکه « سیت کام» با نام « کارخانه اردک» بازی کند. اگر چه نقش کوتاهش جای کار چندانی نداشت ، اما این امتیاز را فراهم آورد تا با فضای جلوی دوربین آشنا شود.

در دهه 80 در چندین نقش مکمل بازی کرد. اما نقشی که در تلویزیون او را به یک چهره تبدیل کرد ، حضور در کمدی محصول شبکه "فاکس" به نام In Living Color بود.

سال 94 را باید سال جیم کری خواند ، اکران همزمان سه فیلم کمدی که در گیشه به موفقیتهای فراوانی رسیدند نشانه خوبی برای یک ورود ستاره بود . ابتدا بازی در "ایس ونچورا، کاراگاه حیوانات" و سپس "ماسک" و بعد هم "احمق و احمق تر" او را به شهرتی باور نکردنی رساند تا جایی که وقتی برای قراردادهای بعدی اش مبلغ بیست ملیون دلار را درخواست کرد ، "سیلوراستالونه" به کارگزارش تلفن کرد و به او اطلاع داد که رکوردی نجومی در دستمزدها به جای گذاشته و او هم هم چنین مبلغی را می خواهد. در حالی که پیش از این جیم صرفا به خاطر مبالغ ناچیزی به بازی می پراخت.

سال 95 در "بتمن برای همیشه" نقش منفی ماجرا را بر عهده داشت و در سال 96 شانس خود را درنقش های پر معنا و سیاه تری آزمود، او این بار متخصص نصب کابلهای ماهواره بود که دچار بیماری روانی می شود ، فیلمی که "مرد کابلی" نام داشت و از کری قابلیتهای انکار ناپذیر بیرون كشید و نقدهای فراوانی هم از جانب تماشاگران که همه آنها نیز مثبت بودند دریافت در پی داشت. جیم با بازی در فیلم جنجالی "نمایش ترومن" جنبه دیگری از بازیگری را آزمود. اگر چه این حضور موفق بود اما کار مشابه که با عنوان "مجستیک" روانه بازار کرد ، یک شکست تمار عیار بود.

سال 2004 با مریل استریپ و جود لاو در برگردان سینمایی "سلسله حوادث ناگوار لمونی اسنیکت" که یک کار کودکانه بود بازی می کند که برای حضور در آن زیر گریم سنگینی قرار می گیرد . او مشابه چنین نقشی را با چنین گریم سنگین را در فیلم "چگونه گرینویچ کریسمس را دزدید" نیز ایفا کرده است.

فیلم دیگری که در سال 2004 بازی کرده، "درخشش ابدی یک ذهن بی خدشه" نام دارد. او به همراه کیت وینسلت در این فیلم عاشقانه ایفای نقش نموده است.

عده ای از منتقدان و علاقمندان به جیم کری معتقدند که صورت او آنقدر کش می آید که گویی استخوانی در آن وجود ندارد!

فیلم شناسی:

2009 - Believe It or Not - as Robert Ripley

2008 - Horton Hears a Who!- as voice of Horton

2007 - The Number 23 - as Walter, Sparrow/Fingerling

2005 - Fun with Dick and Jane - as Dick Harper

2004 - Lemony Snicket's A Series of Unfortunate Events - as Count Olaf

2004 - Eternal Sunshine of the Spotless Mind - as Joel Barish

2003 - Bruce Almighty - as Bruce Nolan

2001 - The Majestic - as Peter Appleton

2000 - How the Grinch Stole Christmas! - as Grinch

2000 - Me, Myself and Irene - as Officer Charlie Baileygates/Hank

1999 - Man on the Moon - as Andy Kaufman/Tony Clifton

1998 - Simon Birch - ***** Joe, Wenteworth

1998 - The Truman Show - as Truman Burbank

1997 - Liar Liar- as Fletcher Reede

1996 - The Cable Guy - as The Cable Guy/Chip/Ricky

1995 - Ace Ventura: When Nature Calls - as Ace Ventura

1995 -Batman Forever- as Riddler/Edward Nygma

1994 - Dumb & Dumber- as Lloyd Christmas

1994 - The Mask - as Stanley Ipkiss

1994 - Ace Ventura: Pet Detective - as Ace Ventura

1992 - The Itsy Bitsy Spider - as voice of The Exterminator

1992 - Doing Time on Maple Drive (TV) - as Tim Carter

1991 - High Strung Death

1990 - In Living Color (TV-Series)

1989 - Earth Girls Are Easy - as Wiploc

1989 - Mike Hammer: Murder Takes All (TV)- as Brad Peters

1989 - Pink Cadillac

1988 - The Dead Pool - as Johnny Squares

1986 - Peggy Sue Got Married - as Walter Getz

1985 - Once Bitten - as Mark Kendall

1984 - The Duck Factory (TV-Series) - as Skip Tarkenton

1984 - Finders Keepers - as Lane Bidlekoff

1983 - All in Good Taste - as Ralph Parker

1982 - Copper Mountain (TV)- as Bobby Todd

1981 - Rubberface (TV)- as Tony Moroni

عکس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:53  توسط کریم  | 

جولیا رابرت

زندگینامه جولیا رابرتز

 

جوليا رابرتز در سميرنا؛ جورجيا (smyrna,Geargia )  در28اكتبر 1967 به دنيا آمد.

 

جوليا در اين سرزمين گرم و شرجي تربيت شده او لاغر است و 59 اينچ قد دارد. لاغر مانند ني با ساقهاي بلند با موهاي مجعد پرپشت. نمي توان گفت كه او خيلي زيبا است :

 

چشمان خاكستري و دهان بزرگش به خوبي احساسات را روي صحنه مي تواند بيان كند.

 

مادر جوليا بتي لو

( Bett-lou )

 يك هنر پيشه و راز دار ( منشي ) كليسا است و پدرش والتر به عنوان فروشنده جاروبرقي و نويسنده و هنر پيشه كار مي كرد. او يك برادر بزرگتر به نام اريك داشت و يك خواهر بزرگتر به نام لیزا.زمانيكه چهار سال داشت والدينش به خاطر مشكلات مالي از يكديگر جدا شدند مادرش بتي در سميرنا به همراه دو دخترش باقي ماند در حاليكه والتر به سمت آتلانتا رفت و برادر بزرگتر را هم با خود برد زمانيكه جوليا 10 سال داشت پدرش فوت كرد.

 

جوليا آرزو داشت دامپزشك بشود و علاقه اي هم به بازيگري داشت بعد از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان در سميرنا جوليا به خواهرش و برادرش درنيويورك پيوست تا به مدرسه تئاتر برود.

 

جوليا تلاش بسيار كرد تا تيترهاي روزنامه هاي پر تيتراژ و صيد عكاسان جهان شود ببوسيله اسنادي كه از ريزترين جزئيات زندگيش در اختيار آنان قرار مي داد. به زودي نشريات پول زيادي براي عكسهايش پرداخت مي كردند.

 

او در سال 1996 ركورد جهاني 10ميليون دلار را براي فيلم "Mary Reilly" به ثبت رساند.

در سال 1998 جوليا در نقش يك پيشخدمت پيتزا فروشي در فيلم  "Mystic pizza" بازي كرد. و سپس يك بازي مشترك با ليام نيسون در  (satisfaction)  داشت. اين بازي براي آنها موفقيت آميز بود يك سال بعد او در "steel magnolias"  در برابر نامزدش « ديلان مك درموت » در سال 1990 بازي كرد. زماني که او با فیلم  ( pretty women )  روي صحنه آمد او از يك هنرپيشه با استعداد تازه كار به يك سوپر استار تبديل شد ناگهان همه جوليا را مي خواستند نشريات هر روز درباره او مي نوشتند سود باجه بليط ناگهان مانند موشكي به آسمان رفت. همه دنيا از جوليا صحبت مي كردند.

 

چند سال گذشته براي جوليا خيلي پر سود بوده است هم از نظر حرفه اي و هم از نظر مالي در روز كريسمس سال 1998 با ( step mom )  روي صحنه رفت و در تابستان سال 1999 او دو بمب بزرگ خارج از تئاتر داشت  notting hill  و Runa سپس جوليا اولين اسكار خود را براي نقش خود در Erin Brocko Vich  فيلي كه بر اساس يك داستان واقعي بود دريافت كرد. در «مركزيكي» همراه با برد پيت بازي كرد. كه در ماه مارس روي پرده سينما رفت و در ماه ژوئن ( جون ) در معشوقه آمريكايي بازي كرد و فقط تا فرصت باقيمانده تا كريسمس در  "Ocean's Eleven"  بازي كرد و اين فيلمها را با بازيگراني چون برد پيت و جورج كلني اين فيلمها را بازي كرد.

جولیا سال گذشته بیشتر در خانه ماند و از دوقلوهایش مواظبت کرد و بنابرین تاج گران قیمت ترین بازی گر زن را نیز به نیکول کیدمن واگذار کرد.اخیرا هالیوود ریپورتر خبر داده که وی خیال دارد  در فیلم "باشگاه بافتنی بافی جمعه شب" بازی کند : حکایت شکستها و سرخوردگی های مادر شجاعی که سعی دارد در عین بزرگ کردن بچه اش مغازه ای به راه بیاندازد.

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:52  توسط کریم  | 

جنیفر لوپز

بیوگرافی جنیفر لوپز

 

جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولي  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های  ويدئوکليپ موزيکال گوناگوني ظاهر شد . در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملي  شد و توانست در سريال تلويزيوني  FOX   نقشهايي را به عهده بگيرد و بعد از آن در سريال« رنگ زندگي» به عنوان يکي از  FLY GIRL ها  و نيز بعد از آن هم يک سري کارهای کوچک هنري را دنبال کرد که شامل نقش هايي در دو سريال ديگر و يک فيلم تلويزيوني به نام« پرستاران روي خط » و فيلم ديگري به نام « سقوط پرواز شماره ۷ » بود.او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام  «خانواده من» بازي کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم « قطار پول» ظاهر شد که نقشه مقابل وي را (وسلي اسنامپرچر) و(ودي هاريسون) ايفا ميکردند .او در سال ۱۹۹۶ در فيلم« جک» به کارگرداني ( فرانسيس فورد) و نقش آفريني ( رابين ويليامز) نیز  ظاهر شد.

در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز  به خاطر بازي در نقس ( سلنا ) که تصوير زنده اي از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) .< خواننده اي که بدست يکي از طرفداران ديوانه خود کشته شد >  بود بوجود آمد و جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه  GOLDE GLOBE را از آن خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتيني در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وي در همان سال فيلم  «آناکوندا» را بازي کرد . بعد از آن در فيلم « خون وشراب » که نقش  مقابل او را ( جک نيکلسون)  ایفا ميکرد و همچنین بازي در نقش« مارشال فدرال » و فیلم OUT OF SIGHT به کارگردانی شخص معروفی  چون (استيون اسپيلبرگ ) که بر اساس کتابي از (المور لئونارد) ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم( جورج  کلوني) بازي  ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.

کار موسيقي لوپز در سال ۱۹۹۹   با آلبومي به زبان  لاتين در ۶ جولي  شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ   IF YOU HAD MY LOVE  با موفقيت کم نظيري روبرو شد که لوپز را در رديف( ريکي مارتين) قرار داد . در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر کانديداي جايزه  براي اجراي بهترين رقص ودومین آهنگ موفقش( (WAITING FOR TONIGHT شد اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست CHER رسيد . در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  تخيلي و ترسناک « سلول » بازي کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد ، در همان سال او در فيلم ENOUG بازي کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت هاي پي درپي به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد. از جمله اين موفقيتها  قرار گرفتن آلبوم او  در ردیف اول جدول آهنگهاي پاپ وبازی در فيلم کمدي  رومانتيک  « تصميم گيرنده ازدواج »    که بيشترين فروش را درهفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ بازی در فيلم کمدي MAID IN MANHATTAN.

در سال ۲۰۰۳  جنیفر با (بن افلک) در فيلم GIGLI  هم بازي شد  و نيز در آينده فيلم ديگری با او تحت عنوان JERSEY GIRL بازي خواهد کرد و نيز فيلم ديگري هم که از وي در مرحله ساخت به سر ميبرد  فيلم« زندگي ناتمام ميباشد» که او در آن ،  نقش مادري  را بازي ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  (رابرت فورد) برعهده دارد. او همچنين در فيلم  « ما بايد برقصيم»  نقش مقابل  ( ريچارد گر)   را  بازي کرده  است .

زندگی خصوصی جنیفر لوپز:

جنيفر در سال  ۱۹۹۷ مدت کوتاهي با( اجاني نوا) که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن مدت طولاني با ( SEAN  PUFF COMBS ) رابطه داشت. در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعني در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومي شليک شد که در اين حادثه  سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند  و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد. کریس دريکي ازويدئوکليپهاي جنیفر رقاصي ميکرد  و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولي ۹ ماه بعد از هم جداشدند. در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با( بن افلک ) نامزد کرد که البته براي مدتي نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسي خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمي  به زندگی اش تداوم ببخشد ولي با اين حال او پس از مدتي از بن افلک نيز جدا شد و با ( مارک آنتوني) خواننده مشهور ازدواج کرد.

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:52  توسط کریم  | 

جن رینو

زندگینامه ژان رنو

 

 

تاریخ تولد: 30 جولای 1948

 

محل تولد: کازابلانکا

 

● دور از وطن

(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر ژان باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد.

ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت. ژان دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند.

در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.

● ورود به سینما

بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و لوك بسون‌ یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم  (آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد.

رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.

● موفقیت بزرگ

فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.

رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود.

● بسوی هالیوود

رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند.

از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم (رونین) بود.

او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد.

رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام (روبی و كوئنتین) بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت.

یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان (پلنگ صورتی) نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر (ژان رنو) كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است.

او چهار فرزند دارد.

(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...

اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد.

گفتگو با لس‌آنجلس تایمز

چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند.

● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟

رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم.

حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن.

● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید...

رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم.

● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟

رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمن

د حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد.

● نظرتان درباره مطالعه چیست؟

رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد.

● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟

رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم.

● فیلم‌شناسی ژان رنو

مارگارت، كدداوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه كریسمون، روبین، گودزیلا، ماموریت غیرممكن، لئون، پرواز از محكمه، صدا، نیكیتا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری بازیهای پلی‌استیشن۲ (از جمله بازی معروف اونیموشا) نیز فعال بوده است.

 

فیلمشناسی :

    Flushed Away (22-Oct-2006) [VOICE]

    Flyboys (18-May-2006)

    The Da Vinci Code (17-May-2006)

    The Pink Panther (19-Jan-2006)

    The Tiger and the Snow (14-Oct-2005)

    Empire of the Wolves (20-Apr-2005)

    L'Enqute Corse (6-Oct-2004)

    Crimson Rivers 2: Angels of the Apocalypse (18-Feb-2004)

    Tais-toi! (22-Oct-2003)

    Jet Lag (7-Sep-2002)

    Rollerball (8-Feb-2002)

    Wasabi (31-Oct-2001)

    Just Visiting (06-Apr-2001)

    The Crimson Rivers (27-Sep-2000)

    Ronin (12-Sep-1998)

    Godzilla (18-May-1998)

    Les Couloirs du temps: Les visiteurs 2 (11-Feb-1998)

    Un Amour de Sorcire (19-Mar-1997)

    Roseanna's Grave (6-Mar-1997)

    Le Jaguar (9-Oct-1996)

    Mission Impossible (22-May-1996)

    Beyond the Clouds (3-Sep-1995)

    French Kiss (5-May-1995)

    Lon the Professional (14-Sep-1994)

    Les Visiteurs (27-Jan-1993)

    Porco Rosso (18-Jul-1992) [VOICE]

    L'Opration Corned-Beef (6-Feb-1991)

    Nikita (21-Feb-1990)

    The Big Blue (11-May-1988)

    Subway (10-Apr-1985)

    Our Story (23-May-1984)

    The Final Combat (6-Apr-1983)

    La Passante du Sans-Souci (14-Apr-1982)

    Clair de Femme (29-Aug-1979)

 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:52  توسط کریم  | 

جکی جان

زندگی نامه جکی چان


نام کامل:
KONG SANG CHAN
نام مستعار:
SING LUNG
نام هنری:
JACKIE CHAN
تاریخ تولد: 7 آپریل 1954.
محل تولد: هنگ کنگ چین
شغل: بازیگر، کارگردان، تهیه کننده، بدل کار.
قد: 174 سانتی متر.
وزن: 63 کیلوگرم.
ورزش رزمی:
کنگ فو.
درآمد سالیانه وی: 15-20 میلیون دلار.
نام پدر:
CHARLES CHAN
---شغل: آشپز سفارتخانه فرانسه در هنگ کنگ.
نام مادر:
LEE-LEE CHAN---شغل: خدمتکار سفارتخانه فرانسه در هنگ کنگ.
نام پسر:
JA CEE CHAN---23 ساله.---نام مادر:LIN FENG
نام دختر:
ETTA NG CHOCK LAM- 8ساله--- نام مادر:Elaine Ng Yi-Lei(همسر قانونی جکی چان نبوده است)(وی دختر شایسته چین بوده است)
نام همسر:
LIN FENG-CHIAO---شغل: بازیگر تایوانی. تاریخ ازدواج: 1983---اکنون از یکدیگر جدا شده اند.
جوایز دریافتی: بهترین بازیگر در سال 1995 از سوی
GOLDEN HORSE AWARDS و در سال 1995 ازسوی MTV MOVIE AWARDS


فیلمهایی که وی در آنها نقش آفرینی کرده:

Rush Hour 3 (2006)
New Police Story (2004)
The Twins Effect 2 (2004)
Around the World in 80 Days (2004)
The Medallion (2003)
The Twins Effect (2003)
Shanghai Knights (2003)
The Tuxedo (2002)
Rush Hour 2 (2001)
The Accidental Spy (2001)
Shanghai Noon (2000)
Gen-X Cops (1999)
The King of Comedy (1999)
Gorgeous (1999)
Who Am I? (1999)
Rush Hour (1998)
Mr. Nice Guy (1998)
Police Story 4: First Strike (1996)
Thunderbolt (1995)
Rumble in the Bronx (1994)
Drunken Master II (1994)
Once a Cop (1993)
Crime Story (1993)
City Hunter (1993)
Police Story 3 (1992)
Brother vs. Brother (1992)
A Kid from Tibet (1991)
Island of Fire (1991)
Twin Dragons (1991)
New Kids in Town (1990)
Operation Condor:Armour of God II (1990))
Miracles (1989)
Police Story 2 (1988)
(
Brothers (1988
Jackie Chan's Project A2 (1987)
Dragons Forever (1987)
Naughty Boys (1986)
Armour of God (1986)
Police Story (1985)
Heart of Dragon (1985)
Ninja and the Thief (1985)
The Protector (1985)
My Lucky Stars 2: Twinkle, Twinkle Lucky Stars (1985)
My Lucky Stars (1985)
Wheels on Meals (1984)
Dragon Attack (1984)
Pom Pom (1984)
Two in a Black Belt (1984)
Cannonball Run II (1983)
The Fearless Hyena Part II (1983)
Winners and Sinners (1983)
Project A (1983)
Dragon Lord (1982)
Black Magic Wars (1982)
The Cannonball Run (1981)
The Big Brawl (1980)
The Young Master (1980)
Dragon Fist (1979)
Fearless Hyena (1979)
Snake & Crane Arts of Shaolin (1978)
Snake in Eagle's Shadow (1978)
Karate Ghostbuster (1978)
Drunken Master (1978)
Magnificent Bodyguards (1978)
Half a Loaf of Kung Fu (1978)
The 36 Crazy Fists (1977)
To Kill with Intrigue (1977)
Killer Meteor (1976)
Shaolin Wooden Men (1976)
Countdown in Kung Fu (1976)
Fists to Fight (1976)
All in the Family (1975)
No End of Surprises (1975))
Fists of the Double K (1974)
The Golden Lotus (1974)
Police Woman (1974)
Supermen Against the Orient (1974)
Facets of Love (1973)
Eagle Shadow Fist (1973)
Enter the Dragon (uncredited, 1973)
Attack of the Kung Fu Girls (1973)
Lady Kung Fu (1972)
Bruce Lee and I (1972)
The Chinese Connection (1972)
Little Tiger of Canton (1971)
Come Drink with Me (1966)
The Story of Qin Xianglian (1964)
Big and Little Wong Tin Bar (1962)


بیوگرافی:
جـکی چـان
در یـک خــانواده فقیر بدنیا آمد. پدر وی بعنوان آشـپـز و مادرش بعنوان خدمتکار سفارت فرانسه در هنگ کنگ مجـبـور بـه کـار بـودنـد. وی در کودکی در مدرسـه ای تـحـصیل مــیکرد که در آن به دانش آموزان خود مهارتهایی هـمـچـون بازیگری، خوانندگی، هنرهای رزمی و آکروباتیک تعلیم می دادند. اولین ایفای نقش وی در سال 1962رقم  خـورد. وی در 17 سـالـگـی مدرسه را ترک کرد و در فیلمها نقشهای کوتاه بازی کرده و یا به بدل کاری میپرداخت. وی حـتـی در فیلمهای بروس لی نیز بعنوان حریف وی چندین بــار ضربه فنی شده است. پس از چندین بازی در فیلمها سـرانـجـــام بـا ایـفـای نـقـش در فـیـلـم RUMBLE IN THE BRONX مشهور گشت. جـکی چـان تـا چـندی پیش تمام  صحنه های بدل کاری فیلمهایش را شخصا اجرا میکرد اما بـه عـلت کهولت سن دیگر قادر به چنین عملی نــیست. او همـچـنین اکـثـر تـرانـه هـای فیــلمهایش را خودش اجرا میکند اما معمولا در سینماهای آمریکا صدای وی را پخش  نمـیـکنند. اقدامات انسان دوستانه جکی چان و همچنین دفاع از حقوق حیوانات وی نیز به محبوبیتش افزوده است.




چند مطلب جالب در مورد جکی چان:


1- جکی چان 12 ماه در رحم مادرش جا خوش کرده بود.
که سرانجام با عمل جراحی وی را بدنیا آوردند.


2-نـام وی
KONG SANG به معنی: بـدنیـا آمـده در هنـگ کنگ میباشد.


3- بـرغم تحصیلات اندک جکی چان دانشکده هنگ کنگ به وی دکترای افتخاری علوم اجتماعی اهدا کرده است.


4- جکی چان در سال 1976 تحت عمل جراحی پلاستیک
قرار گرفت تا پلکهایش را شبیه غربی ها در آورد.


5- وی در جریان فیلمهایش بارها دچار شکستگی در اغلب نقاط بدنش گردیده است از جمله: 3 بار شکستگی در ناحیه بینی، یک بار از ناحیه قوزک پا، اغلب انگشتان
دستهایش، هر دو استخوان گونه و حتی جمجعه وی دچار شکستگی شده است

 

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:52  توسط کریم  | 

تام کروز

زندگینامه تام کروز

   

در سرگذشت مردان بزرگ دنيا به مرداني بر مي خوريم كه علي رغم ناتواني هايي كه داشته اند، به موفقيت هاي بزرگي كه در پارادوكس با ناتواني هايشان بوده است، دست يافته اند. از جمله اين مردان موسيقيداني با گوش هايي كر است و يا رهبر اركستري با بيماري پاركينسونيسم يا لقوه كه رهبري اركستر را غير ممكن به نظر مي رساند و يا هنرپبشه اي توانا و معروف كه روزگاري نه چندان دور در زندگيش از بيماري ديسلكسيا كه عدم توانايي در خواندن و سختي در نگارش صحيح كلمات است، رنج مي برده است. اين هنرپيشه توانا و مطرح امروز تام كروز است كه كمتر كسي است كه بازي هاي ماندگار او را به ياد نياورد. تام كروز در مارس 1962 در نيويورك متولد شد. اگرچه امروز از مطرح ترين و تاثير گذارترين هنرپيشگان هالي وود است اما روزگاري طولاني براي رسيدن به اين موفقيت ها جنگيده است. حتي امروز نيز براي ماندن در ليست برترين هاي هالي وود و عرضه توانايي ها و استعدادش تلاش مي كند. تولد او در خانواده فقيري كه دائما در نقل مكان از شهري به شهر ديگر بودند موجب مي شد تا نتواند روابط دوستانه پايداري با ديگران ايجاد كند و بيماري ديسلكسيا كه مانعي براي تحصيل او به شمار مي آمد وضعيت او را سخت تر و سخت تر مي كرد. اما كروز جوان مصمم و هدفمند بود و وقتي در كودكي پدرش خانواده را ترك گفت با جديت بسيار مسئوليت هاي جديدش را پذيرفت. در 12 سالگي به همراه مادر فداكارش بر بيماري و ضعف خود در خواندن پيروز شد.

به تربيت بدني و قواي فيزيكي بدنش مشغول شد و در مسابقات بسياري از ورزش هاي گوناگون شركت كرد گو اين كه پس از مدتي به علت آسيب زانو از انجام ورزش باز ماند. يك سالي را در جامعه فرانسيسكن ها كه يكي از فرقه هاي مسيحيت است گذراند و تصميم داشت كه كشيش شود اما بعد از ظاهر شدن در چند نمايش دبيرستاني، آن چه را كه حقيقتا او را به خود فرا مي خواند شناخت.

در نهايت فقر و نياز مالي و با تلاش بسيار به نيويورك رفت تا از خود هنرپيشه اي بسازد. در سال هاي اوليه 1980 بيشتر در نقش هاي پيش پا افتاده نوجوانان ظاهر مي شد كه از نظر حرفه اي پيشرفتي محسوب نمي شد. اما با شم تجاري قوي خود راه خودش را به سمت هاليوود باز كرد و در فيلم هاي مرد باراني، رنگ پول و چهارم جولاي كه به خاطر آن كانديد جايزه اسكار شد، بازي كرد.

دستمزد كروز در سال هاي 1990 به بالاترين دستمزد ها در دنيا رسيد براي هر كدام از فيلم هاي پرفروش مصاحبه با خون آشام و يا ماموريت غير ممكن 15 ميليون دلار دريافت كرد و براي فيلم جري مك گواير بار ديگر كانديد جايزه اسكار شد.

فيلم ماگنوليا جايزه گلدن گلاب را علاوه بر كانديداي دوباره اسكار برايش به ارمغان آورد. براي بازي در نقش غير كليدي 45 دقيقه اي در فيلم سه ساعته ماگنوليا كروز آن قدر مشتاق بود كه قبول كرد دستمزد كمتري بگيرد كه همه بودجه فيلم 30 ميليون دلار بود.

كروز در آخرين فيلم نابغه بزرگ عالم سينما استنلي كوبريك، نقش اول مرد را به عهده داشت كه در مصاحبه اي از بازي در

 Eyes Wide Shut

 به عنوان افتخار و تجربه بزرگ نام مي برد.

كروز مهربان و متفكر است در جامعه هنرپيشگان به سخاوت و محبت معروف است و از محبوب ترين اعضاي جامعه سينمايي آمريكا ست.

 

فيلم مرد باراني كه با بازيگري داستين هافمن با تام كروز 100% پيشنهاد ميكنم ببنين با هنر نمايي بي حريف داستين هافمن مواجه مي شين واقعا زيباست

 

 

فيلمهايي كه وي در آنها نقش آفريني كرده:

ENDLESS LOVE(1981)-TAPS(1981)-THE OUTSIDERS(1983)-LOSING IT(1983)-ALL THE RIGHT MOVES(1983)-LEGENG(1985)-TO GUN(1986)-THE COLOR OF MONEY(1986)-COCKTAIL(1988)-YOUNG GUNS(1988)-RAIN MAN(1988)-BORN OF THE FORTH OF JULY(1989)-DAY OF THUNDER(1990)-FAR AND AWAY(1992)-A FEW GOOD MAN(1992)-THE FIRM(1993)-INTERVIEW WITH THE VAMPIRE(1994)-MISSION IMPOSSIBLE1(1996)-JERRY MAQUIRE(1996)_JUNKET WHORE(1998)-EYES WIDE SHUT(1999)-MAGNOLIA(1999)-MISSION IMPOSSIBLE2(2000)-VANILLA SKY(2001)-SPACE STATION 3D(2002)-MINORITY REPORT(2002)-AUSTIN POWERS IN GOLDMEMBER(2002)-THE LAST SAMURAI(2003)-COLAATERAL(2004)-WAR OF THE WORLDS(2005)-MISSION IMPOSSIBLE3(2006)

 

مصاحبه

 

تام کروز:حالا به اينكه بازنشسته شوم فكر نمي كنم

 

 

 

به گفته

H.W. Fowler

 از بزرگترين ستاره ها در هاليوود بودن شما را به سمت كارگردانان بزرگي مثل

Steven spielberg

 ودر نتيجه شركت در فيلم هاي موفقي مثل

 Minority Report

 هدايت مي كند. ولي حتي اين هم باعث نمي شود تا احساس خوشبختي كنيد و اين نكته را

 Tom Cruise

 زماني فهميد كه ازدواج 10 ساله اش با

 Nicole Kidman

 از هم پاشيد و علاوه بر آن نمي توان جلوي سوال كردن هاي مردم را هم از قبيل” آيا از اينكه وارد 45 سالگي مي شوي نگراني؟“ يا ” با دهانت چه غلطي داري مي كني؟“ را گرفت.تام بدون توجه به آنها لبخند مي زند و به نظر مي رسد كه كاملاً از زندگيش لذت مي برد

 

فاولر: در فيلم

Minority Report

 بانداژه هايي را به دور چشمهايت داشتي. و صورتت هم كه شبيه آن پيرمرد است. ماسكها، تغيير دهنده هاي چهره و ...در بيشتر فيلمهايي كه تواز ميانه ي دهه ي 40 ساخته اي، به چشم مي خورد، نظرت راجع به داشتن چنين صورت مشهوري چيست؟

 

كروز: مي دانم در چهار فيلم آخر يك چنين كارهايي را كرده ام. همين طوري اتفاقي اين جوري مي شد. چيزي است كه مربوط به شخصيت ها مي شود. در فيلم ماموريت غير ممكن بخشي از حقيقت بود، در فيلم چشمان باز  بسته ماسكها در خود داستان بودند.براي فيلم آسمان وانيلي من آن شخصيت را دوست داشتم و اين هم قسمتي از آن شخصيت بود.

 

فاولر: پس اين طوريه. ولي چيزي كه هست اينكه حالا تو داري دندانهايت را هم عوض مي كني؟

 

كروز: بله دندانهايم را سيم كشي كرده ام. باورتان مي شود؟

 

فاولر: چگونه لبخند مي زدي؟

 

كروز: من روي دندانهاي كودكانم تحقيق كردم و به رشدشان نگاه كردم. دندانهاي بالايي من زيادرشد كرده بودند و يك تداخلي با دندانهاي پايين داشتند و من نمي توانستم دهانم را ببندم

 

فاولر: نمي ترسي ازا ينكه نتواني غذا بخوري؟

 

كروز: ] خنده [ خوب ريسكش را قبول كرده ام.

 

فاولر: تو آدم شوخي هستي. ولي به شركت در كارهاي خطرناك هم شهرت داري. مسابقات اتومبيل راني، پرواز هواپيما، سقوط آزاد. همه آنها را تجربه كردي. تو ديگه چه آدمي هستي؟

 

كروز: وقي 3، 4 سالم بود يك دانه از آن اسباب بازيها كه به هوا پرتابشان مي كني و چترشان باز مي شود داشتم. در نتيجه پارچه هاي رخت خوابم را پاره كردم و يكي كمي خرت و پرت از انبار برداشتم ، يك چتر ساختم با آن از پشت بام انبار پريدم پايين و شديداً آسيب ديدم. من هميشه ازدرختان بالا مي رفتم و كارهاي زياد ديگري از اين قبيل مي كردم .

 

فاولر:در مورد شغلت چطور؟ تو معمولاً در انتخاب فيلمهايت دقت مي كني ولي در مورد

Eyes wide shut Magnolia و Vanila sky

 چطور. آنها حتي براي ستاه اي در حد و اندازه هاي تو هم پراز ريسك و خطربودند.

 

كروز: من براي انتخاب فيلم هايم به حرفهاي مردم گوش نمي كنم. يا اين را انتخاب مي كنم يا ديگري را بسته به احساسم دارد. مثلاً داستان فيلم را مي خوانم به نظرم هيجان انگيز مي آيد، پس همان را انتخاب مي كنم.

 

 

فاولر: چه چيزي در داستان كوتاه

Minority Report

 نوشته

Philip k Dick

 تو را به وجد آورده بود؟

 

كروز: وقتي آن را خوندم در حال بازي در فيلم

Eyes wide shut

 بودم و به نظرم آمد كه اين داستان پتانسيل زيادي براي فيلم سينمايي شدن دارد. يك داستان شخصي، كه نقش ها و بازيهاي فوق العاده اي داشت. ولي هنوز مطمئن نبودم اما هنگامي كه فهميدم

Steven

 قصد به عهده گرفتن آن را دارد. منم خواستم ببينم آينده ام با

Steven spielbeng

چگونه مي شود. ما شروع به صحبت در مورد اينكه چگونه مي خواهيم اين دنياي واقعي را كه در آن مردم به طرقي عجيب زندگي مي كنند را بازسازي نماييم و مسائلي از اين قبيل.

 

فاولر: آيا به فكر تولد 45 سالگيت در ماه جولاي هستي؟

 

كروز: بله فكر مي كنم بعضي دوستانم دارند برنامه هاي يك جشن كوچك را تدارك مي بينند.

 

فاولر: آيا هيچ وقت فكر مي كردي در اين سن هم خوش قيافه باشي؟

 

كروز: ]خنده[ اصلا ً نمي دانستم

 

فاولر: معمولاً چه تمرينهايي مي كني؟

 

كروز: من آدم فعالي هستم. خلباني مي كنم، كوهنوردي مي كنم، كارهاي مختلف زيادي انجام مي دهم نه به طوردائم ولي وقتي براي يك فيلم آماده مي شويم مقداري ژيمناستيك كار مي كنم

 

 

فاولر: هيچ بحراني را در زندگي نداشته اي؟

 

كروز: من فقط مي خواهم كار كنم،زماني را كه جوان بودم به ياد مي آورم و اينكه آن موقع فكر مي كردم خدايا! آيا دوباره يك كار ديگر را خواهم گرفت؟ چه اتفاقي خواهد افتاد؟ من فقط مي خواهم به كارم ادامه دهم و در آن پيشرفت كنم. حالا به اينكه بازنشسته شوم فكر نمي كنم. به نظر من اگر زماني اشتباهاتم زياد شود، آن موقع،هنگام خداحافظي است ولي حالا وقتي كار مي كنم كاملاً ذوق و شوق دارم و از عهده كارها بر مي آيم.

 

فاولر: تصور كن كه اخيراً دچار بحران بسيار شديدي شده اي، چه كار مي كني؟

 

كروز: مسلماً جدایی از نیکول سخت ترين دوران زندگيم بود ولي خوب زندگي اين جوريه ديگه. من تو زندگي خوش شانس بوده ام. وقتي فرصت انجام كاري را دارم به نحو احسن از آن استفاده كرده و آن را انجام ميدهم. من از آن دسته آدمهايي نيستم كه مرتب از زندگي شكايت و ناله و زاري مي كنند . ولي خوب هيچ وقت هم زير فشار خيلي زياد نبوده ام.

 

فاولر: طلاق چه تاثيري رواني بر تو داشت؟ بخصوص در مورد روابطت؟

 

كروز: من خسته و نااميد نيستم. فكر مي كنم كه كاملاً واقع بين باشم. و موقعيت هاي به مراتب بهتري هم در زندگي دارم.

 

فاولر: مسلماً عاشق

Kate Holmes

 شدن به تو كمك خواهد كرد . حال هر وقت كه اين اتفاق افتاده باشد، نه؟

 

كروز: واقعاً چه زماني اين اتفاق افتاد ؟ ما دوست بوديم. تلفني با هم صحبت مي كرديم كلي وقت با هم مي گذرانديم . فكر كنم اين اتفاق در ماه جولاي افتاد. مي داني رابطه كم كم شكل ميگيرد. شما از همديگر خوشتان مي آيد و با هم زماني را سپري ميكنيد. ما هم همين كار را مي كرديم مثل بقيه.

 

فاولر: زندگي تو زير ذره بين بود، پر از اتهامات بي مورد و فضوليهاي زشت. چگونه با اينها كنار آمدي؟

 

كروز: خنده داره. وقتي داشتم بزرگ مي شدم هميشه يك شاگرد جديد در مدرسه بودم. هر وقتي كه جابجا مي شدم با كنجكاويهاي بي مورد ديگران و غيبت كردن آنها در موردخودم سروكار داشتم. و اين باعث شد كه بهفمم كه با بقيه متفاوتم . شما به ميهانيها دعوت نمي شويد، شايعات زيادي در مورد شما وجود دارد و چيزهايي از اين قبيل، بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه هي پسر! تا كي اوضاع مي خواهد اينگونه باشد؟ بايد يك كاري بكني. ولي بعداً متوجه مي شوم كه اين دنيا هميشه همين طور بوده و خواهد بود. مادرم سابقاً به من مي گفت تام، بيدار شو دنيا اين طوريه ديگه!“ پس وقتي بزرگ شدم فهميدم كه بله همين طوريه در نتيجه ديگه نمي خواهم كلي از وقتم را به اين نگرانيها اختصاص دهم مي خواهم كارم را به خوبي انجام داده تا پيشرفت كنم و از زندگيم لذت ببرم.

 

فاولر: بينش هاي علميت را چگونه با اين موضوع سازگار مي كني؟

 

كروز: اين بينش در دهه ي 80 وقتي يك محصل بودم خيلي مفيد بود. چيزهايي در آن وجود دارد كه واقعاً به من در زندگي كمك كرد.در كاهش ترسها و استرس ها. علم ابزارهاي زيادي به من داد تا روز به روز بهتر شوم.

 

فاولر: خوب حالا كه در مورد همه ي مطالب معمول صحبت كرديم، چيزي را به ما بگو كه همه مي خواهند بشنوند: چرا چمن هاي

 Rosie O’Donnell

 را زدي ( كه براي آخرين سريال

 Rosie O’Donnell

 ضبط شده بود)

 

كروز: او

( Rosie )

. از من خواست و من هم كه در اين كار استادم من هميشه در كوتاه كردن چمن ها خبره بوده ام.

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط کریم  | 

بریتنی

زندگی نامه بریتنی

بريتني يكي از آخرين فوق ستاره هاي نوجوان هزاره بوده است. او در دوم دسامبر سال 1981 در كنتود لوئيزاناي امريكا بدنيا آمد. مادرش معلم و پدرش پيمانكار ساختمان بود. آنها همچنين يك ورزشگاه را اداره مي كردند. بريتني يك برادر بزرگتر به نام برايان و يك خواهر كوچكتر به نام جيمي لين دارد. بريتني را با نام هايي مانند فينكي ، بيت بيت يا بريت هم مي خوانند. او داراي موهاي خرمايي رنگ است ولي موهاي خود را طلايي رنگ مي كند. زماني كه كودك بود عاشق خواندن و رقصيدن بود. او در ژيمناستيك فوق العاده بود و در رقابتهاي بسياري شركت مي كرد. و همچنين در گروه كر كليسا هم ظاهر مي شد.

وقتي كه او هشت سال داشت به كلوپ ميكي موس فرا خوانده شد ولي براي سن كمش بازگردانده شد. اما اين باعث شد كه او به يك آژانس نيويوركي معرفي شود و براي سه تابستان آينده در مدرسه هنرهاي نمايشي حرفه اي نام نويسي كند. اما در چندين محصول آن زمان به عنوان هنرپيشه كودك شركت كرد كه از انجمله ظالم محصول 1991 است. او دوباره در سن 11 سالگي براي ورود به كلوپ ميكي موس تلاش كرد كه نتيجه آن قرار گرفتن در كنار ستارگاني مانند جاستين تيمبرليك و جي. سي. چيسز بود.

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:49  توسط کریم  | 

برد پیت

زندگینامه برد پیت

 

  

نام اصلی:ویلیام بردلی پیت

تاریخ تولد :18 دسامبر 1963

محل تولد :شاونه ، اوکلاهاما ، آمریکا

وزن :72 کیلوگرم

قد :183سانتیمتر

 

با نام ویلیام بردلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.

ازسال 1978-82 او به دبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.

سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستوران تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.

آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.

درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. براد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پا در جای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند (شاه جاده و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به لحاظ فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام در کنار تام کروز و با افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد ..فیلم بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفت تا آنجا که از این فیلم به عنوان یکی از شاهکارهای دهه 90 نامبرده میشود.. بازی براد پیت و مورگان فریمن در این فیلم خیره کننده بود. این فیلم اولین همکاری بارد پیت با دیوید فینچر کارگردان صاحب سبک و بنام هالیوود بود. در این فیلم برد پیت با Gwyneth paltrow هم بازی بود که این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.

براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.

درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند..

درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.

- درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.

- درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.

- او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.

- درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.

یه تو ضیح کوتاهی هم درباره فیلم آقا و خانم اسمیت بدم که این فیلم باعث ازدواج این دو نفر شد..

کارگردان: دوگ لیمن ----- همان کارگردان فیلم معروف هویت برن.

تهیه کننده: آکیوا گلدزمن

نویسنده: سیمون کینبرگ

موسیقی: جان پاول

بازیگران:

براد پیت (جان اسمیت)

آنجلینا جولی (جین اسمیت)

آدام برادی (بنجامین دانز)

کری واشنگتن (ادی)

عرضه کننده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox)

تاریخ عرضه: ۱۰ ژوئن ۲۰۰۵

زمان: ۱۲۰ دقیقه

زبان: انگلیسی

هزینه: ۱۱۰ میلیون دلار

جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی می‌گراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت می‌کنند اما نمی‌توانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه می‌شویم که جان و جین دو قاتل حرفه‌ای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کرده‌اند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور می‌شوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات می‌زنند و در نتیجه نقشه‌های یکدیگر را خنثی می‌کنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر می‌برند هر کدام از آن دو فکر می‌کنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده می‌شود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی می‌شوند و خانه شان نیز ویران می‌شود. اما علاقه آن دو به هم مانع این می‌شود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت می‌آیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق می‌شوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در می‌یابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا می‌خواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق می‌شوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازه‌ای نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند.

اینم اطلاعات بیشتری درباره چند فیلم که برد پیت در اون ها بازی کرده:

 

1-True Romance محصول سال 1993 .. با اینکه براد پیت نقش اول رو بازی نمی کنه ولی فیلم خیلی معروفی هستش و کارگردان اون هم تونی اسکات مشهور می باشد..

2-Kalifornia محصول 1993 .. نقش مقابل براد پیت روژولیت لوییز بازی می کنه

3-Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles محصول 1994 .. بازیگراش رو فقط نام می برم چون خودتون میشناسیدشون.. تام کروز- کریستین دانست – آنتونیو باندراس به همراه براد پیت..فیلم اصلی شو ندیدم ولی نسخه ویدئو کلوپی می ارزه وقت بزارین و ببینین..

4-Legends of the Fall فیلم خیلی قشنگ از براد پیت و آنتونی هاپکینز

5-Se7en ترجیح میدم درباره این فیلم توضیح ندم .. چون اگه بخوام بگم یه چند صفحه جا می خواد.. واسه همین بی خیال میشم..فقط اینو بگم که بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم همین فیلم هستش..

6-Twelve Monkeys محصول سال 1995این هم یه فیلم خیره کننده با بازیگرانی همچون بوریس ویلیس و جوزف میلتو و براد پیت

7- Sleepers محصول 1996 که واقعا از این فیلم خوشم اومد..بازیگران بزرگی همچون رابرت دنیرو- کوین بیکن – داستین هافمن در کنار براد پیت ایفای نقش می کنند.

8-The Devil's Ownمحصول 1997 براد پیت در کنار هریسون فورد

9-Meet Joe Black محصول 1998 در کنار آنتونی هاپکینز

10-Fight Club محصول 1999یک فیلم خیره کننده دیگر از براد پیت که دومین همکاری او با دیوید فینچر ( کارگردان se7en) بود.. و خیلی از منتقدین این فیلم رو بهترین فیلم براد پیت می دونن.. ادوارد نورتون هم در کنار او در این فیلم بازی می کند.

11-Snatch محصول 2000 که اینم فیلم زیباییست

12-The Mexican محصول 2001 در کنار جولیا رابرتز

13- Spy Game محصول 2001 باز هم فیلمی به کاگردانی تونی اسکات و این بار براد پیت در کنار بازیگری این فیلم رو بازی کرد که خیلی ها براد پیت رو جایگزین خوبی برای او می دانستند.. بازیگری که از نظر ظاهری نیز شباهت های بسیاری با براد پیت داره.. حتما همتون متوجه شدین منظورم رابرت ردفورد هستش!!

14- Ocean's Eleven محصول 2001 اولین قسمت از سه گانه یاران اوشن که استیون سودربرگ کارگردان اسکاری سینما اونو کارگردانی کرده و بازیگران بزرگی همچون جورج کلونی – مت دیمون – اندی گارسیا – جولیا رابرتز و براد پیت در این فیلم بازی می کنن..

15-Troy محصول 2004 که فکر می کنم همتون دیدین این فیلم رو..پس لازم به توضیح نیست..

16-Ocean's Twelve محصول 2004 که علاوه بر بازیگرانی که گفتم کاترین زتا جونز هم به این فیلم اضافه شد..

17-Mr. & Mrs. Smith این فیلم رو کامل در قسمت بالا توضیح دادم..

18-Babel در کنار کیت بلانشت

 

--------------------------------------------------------------------------------

فیلمو گرافی

 

2008

Atlas Shrugged (announced) (in talks) .... John Galt

Chad Schmidt (announced) .... Chad Schmidt/Himself

Crood Awakening (announced) (rumored)

2007

Dallas Buyer's Club (announced)

State of Play (announced) (rumored)

The Curious Case of Benjamin Button (pre-production) Benjamin Button

Ocean's Thirteen- Rusty Ryan

The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford (completed) Jesse James

2006

Babel .... Richard

2005

Mr. & Mrs. Smith - John Smith

2004

Ocean's Twelve - Rusty Ryan

Troy - Achilles

2003

Sinbad: The Legend of the Seven Seas - Sinbad

2001

Mexican, The - Jerry Welbach

Ocean's Eleven - Dusty Ryan

Spy Game - Tom Bishop

To the White Sea

2000

Snatch

1999

Being John Malkovich

 

Fight Club - Tyler Durden

1998

Meet Joe Black - Death

1997

Dark Side of the Sun, The

 

Devil's Own, The - Frankie McGuire/Rory Devaney

 

Seven Years in Tibet - Heinrich Harrer

1996

Sleepers

1995

Twelve Monkeys -Jeffrey Goines

Se7en - Detective David Mills

1994

Legends of the Fall - Tristan Ludlow

Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles - Louis de Pointe du Lac

The Favor - Elliott Fowler

1993

Kalifornia

True Romance

1992

Cool World

River Runs Through It, A

1991

Across the Tracks

Johnny Suede

Thelma and Louise - J.D.

Two-Fisted Tales

و....

 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:48  توسط کریم  | 

باری مور

زندگی نامه باری مور

نام :درو باریمور

محل تولد: کالور سیتی ،کالیفرنیا

تاریخ تولد: 22 فیبریه 1975

این طور می توان زادگاه  درو  صحنه نمایش  است. او زمانی که یازده ماه داشته در یک فیلم تجاری تلویزیونی بازی کرد. و اولین رل خود را در سن 2 سالگی در فیلم عشق ناگهانی ایفا کرد.

او در خانواده ای به دنیا آمده است که همگی آنها نور ،نورافکن های صحنه های نمایش را بارها  تجربه کرده اند و خویشاوند بزرگی چون  جان وایتال  دری مور را دارد.

او دوران نوجوانی خوبی نداشته و مشکلات زیادی را برای خودش به وجود آورده بود. و این مشکلات از زمانی شروع می شود که درو در سن 9 سالگی الکل و در سن 10 سالگی ماری جوانا مصرف  کرد و بعد از این به سراغ کوکائین رفت و با به نمایش گذاشتن عکسهای غیر اخلاقی خود در این سن و سال کم، مشکلات زیادی را برای خود به وجود  آورد. بعد از این موضوعها والدینش او را مجبور می کنند در کلینیکی بستری شود و تحت درمان قرار بگیرد اما درو کارت اعتباری مادرش را می دزد و از کلینیک و به وست کوست  فرار می کند.هر چند فرار ناموفقی داشت و بعد از چند روز  مجبور می شود دوباره به خانه بازگردد .او دوباره به کلینیک برده می شود و بعد تحمل مشکلات زیاد مورد درمان قرار می گیرد .

بعد از ترک اعتیاد برنامه های تلویزیونی زیادی را در مورد خطرات اعتیاد و مضرات آن برای جوانان با حضور او پخش می شد. او در جولای 1989 اقدام به خودکشی ناموفقی می زند که این عمل او سبب بازگشت مجدد او  به کلینیک برای درمان  می شود. بعد از این اقدام و مرخص شدن از کلینیک تصمیم می گیرد تا از خانواده اش جدا شود .و کار بازیگری خود را ادامه  دهد در سال 1996 نقشی کوچکی را در فیلم جیغ ایفا می کند و بازی تحسین برانگیز او در فیلم «همه می گویند تو را دوست دارم  » در جه بازیگری او را بالا می برد.

درو با تمام مشکلاتی که داشت توانست تمام آنها را با پشت کار و زحمت پشت سر بگذارد و امروزه به عنوان یکی از گرانترین بازیگران زن هالیوود شناخته شود. بازی او در بلاک باستر فرشتگان چارلی ،به شهرتی جهانی رسید. بعد از این  در فیلم هایی چون رانندگی با پسرها و اعتراف یک ذهن خطرناک  ایفای نقش کرده است

درو بلیث باریمور با قدی معدل 163 یکی از پول سازترین بازیگران تاریخ سینماست اگرچه خانواده او اکثرا هنرمند بودند اما در هنرپیشه شدن او نقشی ایفا نکردند بعدها ثابت کرد که  بازیگر و تهیه کننده قابلیست او هم قابلیت بازی در نقشهای درام و هم کمدی را دارد

نکاتی جالب درباره او :

دوران دبیرستان را تمام نکرده

 

 در سال 1997 از طرف مجله پیپل بعنوان یکی از 50 شخص زیبای دنیا برگزیده شد

 

پدر خوانده او استیون اسپیلبرگ است

 

آنا استراسبرگ مادر خوانده اوست

 

دختر جان باریمور و جید باریمور

 

او در 6 جای بدنش خالکوبی دارد 1 - صلیب روی قوزک پا 2 - یک ماه آبی روی شصت پای راست 3 - یک پروانه در زیر ناف 4 - یک گل 5- صلیبی که بوسیله یک فرشته نگه داشته شده در پشتش با نام دوست پسر قدیمیش ! جیمی  6 – صلیبی با همان شکل پایین تر از قبلی و در سمت راست با نام مادرش جید

 

ساختمان 3 میلیون دلاری او در بورلی هیلز هنگامی که او و نامزدش تام گرین در خواب بودند آتش گرفت آنها سالم ماندند اما خانه کاملا سوخت

 

در ساعت 11:51 دقیقه متولد شده

 

یکی از علایق او عکاسی است

 

گروه موسیقی مورد علاقه اش بیتلز است

 

او به سیر ، نیش زنبور ، عطر و قهوه آلرژی دارد

دستمزدهایی که گرفته

 

ای تی 75000

جیغ                                              50000۰ 

فرشتگان چارلی                             9000000

اعترافات یک ذهن خطرناک   500000

فرشتگان چارلی                      14000000 -۲

 

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:48  توسط کریم  | 

آوریل

زندگی‌نامه آوریل

اَوریل رمونا لوین ویبلی (Avril Ramona Lavigne Whibley)، فرزند Judy و John Lavigne که اغلب با نام Avril Lavigne شناخته می شود، در ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴ در Belleville از شهر Ontario در کانادا به دنیا آمد . پدر و مادر او دارای اصلیت فرانسوی – کانادایی هستند و جزو فرقه‌ی مسیحیان Baptist به شمار می‌روند. او یک برادر بزرگ تر با نام Matthew و یک خواهر کوچکتر با نام Michelle دارد. وی در سن دو سالگی به همراه مادرش در گروه آواز خوانی یک کلیسا شروع به فعالیت کرد. وقتی اوریل پنج ساله بود، خانواده‌اش به Napanee از شهر Ontario مهاجرت کردند. جایی که اوریل برای اولین بار و در سن پنج سالگی شروع به نواختن گیتار کرد. او که کاندیدای دریافت جایزه‌ی GrammyAward کانادا است علاوه بر خوانندگی به آهنگسازی،طراحی مدل و بازیگری نیز می‌پردازد. در سال ۲۰۰۶ مجله‌ی کانادایی Business او را به عنوان هفتمین کانادایی قدرتمند در هالیوود معرفی کرد.

آلبوم نخست اوریل با عنوان Let Go در ۴ ژوئن ۲۰۰۲ عرضه شد که بیش از شانزده میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت و شش بار جایزه‌ی Platinum را در ایالات متحده به خود اختصاص داد. این آلبوم در کانادا، استرالیا و انگلیس به ترتیب شماره ی سه ، دو و یک شد. اوریل در سال ۲۰۰۲ توسط MTV Video Music Awards به عنوان هنرمند سال انتخاب شد.

آلبوم دوم او Under My Skin بود که در ۲۵ می ۲۰۰۴ عرضه شد و بیش از هشت میلیون نسخه فروش داشت. Under My Skin برای نخستین بار در ایالات متحده آلبوم برتر (Number One) شد. این آلبوم در انگلستان، آلمان، ژاپن، استرالیا، کانادا، مکزیک، آرژانتین، اسپانیا، ایرلند، تایلند، کره و هنگ کنگ هم برترین آلبوم شد و فقط در هفته‌ی اول در ایالات متحده ۳۸۰,000 نسخه از آن به فروش رفت. اوریل بیشتر ترانه‌های این آلبوم را با کمک Chantal Kreviazuk و Ben Moody (عضو سابق Evanescence) نوشته است.

و بالاخره آلبوم سوم و آخر او که The Best Damn Thing نام داشت در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۰۷ عرضه شد. The Best Damn Thing با فروشی در حدود بیش از پنج میلیون نسخه در ایالات متحده در بیلبوردهای رسمی آلبوم برتر شد. کارگردانی این آلبوم بر عهده‌ی Dr. Luke، همسر اوریل Deryck Whibley ، Rob Cavallo ، Butch Walker و خود اوریل بود. Travis Barker هم کار درامز این مجموعه را عهده دار شد. اولین سینگل این آلبوم ترانه‌ی Girlfriend بود. کارشناسان سبک این آلبوم را Punk-Pop و Punk Rock می دانند.

ترانه‌های اوریل تا کنون شش بار در دنیا به عنوان ترانه‌ی برتر و یازده بار به عنوان ده ترانه‌ی برتر (Top Ten) انتخاب شده اند. که از بین آن ها می توان به Complicated ، Sk8er Boi ، I’m With You ، My Happy Ending و Girlfriend که Girlfriend در ARC Top 40 به عنوان ترانه‌ی برتر سال انتخاب شد. در دسامبر ۲۰۰۷، اوریل در جدول پردرآمدترین های زیر بیست و پنج سال از شرکت Forbes با درآمد سالیانه دوازده میلیون دلار، هفتم شد. لازم به ذکر است اوریل قبل از این سی میلیون نسخه از آلبوم‌هایش را در سراسر جهان به فروش رسانده بود.

اوریل تا کنون ترانه‌های زیادی را کاور (Cover) کرده است. [توضیح: کاور کردن در موسیقی تقریبا همان اجرای دوباره ی یک ترانه است که این اجرای دوباره به سلیقه‌ی آهنگ ساز جدید وابسته است و می‌تواند شامل اضافه شدن یا حذف شدن قسمتی از ترانه یا اضافه شدن چند ساز جدید شود.] در زیر فهرستی از این کاور ها دیده می شود :

1 . ترانه‌ی Imagine از John Lennon 2 . ترانه‌ی The Goo Goo Dolls از Iris 3 . ترانه‌ی Knockin’ on Heaven’s Door از Bob Dylan 4 . ترانه‌ی No One Needs to Know از Shania Twain 5 . ترانه‌ی Basket Case از Green Day 6 . ترانه‌ی The Scientist از Coldplay 7 . ترانه‌ی All the Small Things از Blink-182 8 . ترانه‌ی Chop Suey! از System of A Down 9 . ترانه‌ی Fuel از Metallica 10 . ترانه‌ی Bad Reputation از Joan Jett 11 . ترانه‌ی You Were Mine از Dixie Chicks 12 . ترانه‌ی Kiss Me از Sixpence None the Richer

اوریل نمایش های ویدئویی زیادی داشته که از معروف ترین آن ها می توان به Hundred Million با گروه Pup-Punk، Treble Charger و نمایش با گروه هارد راک (Hard RockButch Walker تحت عنوان Bethamphetamine (Pretty , Pretty) نام برد. اوریل یک مجموعه ی کمیک هم با نام Make 5 Wishes خلق کرده که در آن خود را به عنوان نقش اول داستانش نشان داده است. لوین یک نمایش پوشاک هم تحت عنوان Abbey Dawn در ماه جولای خواهد داشت. Abbey Dawn نامی است که پدر اوریل در کودکی او را با این نام صدا می کرده است. اوریل در ۱۵ جولای ۲۰۰۶ با Deryck Whibley خواننده و گیتاریست کانادایی گروه پانک SUM 41 در کلیسای کاتولیک در حضور ۱۱۰ مهمان ازدواج کرد. این دو در سال ۲۰۰۴ با هم آشنا شدند و در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۵ با هم نامزد شدند.

اوریل روی مچ دست چپ خود تصویر یک ستاره را Tattoo کرده و روی مچ دست دست راست خود هم تصویر یک قلب صورتی که شبیه حرف D انگلیسی (ابتدای نام همسرش) است را تتو کرده است. اوریل همچنین اعلام کرده به گروه های Third Eye Blind, Oasis, Marilyn Manson, System of a Down و Blink-182 علاقه دارد.

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط کریم  | 

آنجلینا جولی

زندگینامه آنجلینا جولی

نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر. او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد. نام پدرش "جان ویت" ( برنده جایزه آکادمی ) و نام مادرش "مارچلین برتلند" است.

همچنین او خواهرزاده "چیپ تایلور " می باشد. در ضمن "جولی" در زبان فرانسه به معنای "زیبا" است. او در سن 14 سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان "بورلی هیل" فارغ التحصیل شد.

"آنجلینا" بعدها در انستیتو تئاتر "لی استرابرگ" آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد. او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون : "میت لف" ، "لنی کراویتز" ، آنتنلو وندیتی" و گروه "لمون هدتز" ایفای نقش نمود.

"آنجلینا" در تاریخ سوم فوریه 1995 با "جانی لی میلر" ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با "جانی لی میر" به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود!

"آنجلینا" یک کلکسیونر چاقو نیز هست و می گوید که به علم غسال خانه بسیار علاقمند است! از آرزوهای دوران کودکی او نویسندگی مراسم آئین کفن و دفن می باشد! او یک اصطلاح لاتین دارد که آن را نیز بر روی بدنش خلکوبی کرده . معنی آن جمله این است : "آنکه مرا می پروراند و به اوج می رساند ، همان مرا تخریب می کند!"

رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش "جیمزهاون" می باشد. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و "آنجلینا" نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : "جیمی کجاست؟ " در پرده "دختر گسیخته" ( 1999 ).

 او خالکوبی H را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به "تیموتی هاتون" علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش "جیمز هاون" کشیده است!

بر روی بازوی چپ او نیز خالکوبی دیگری وجود دارد که نقل قولی است از "تنسی ویلیامز" : دعا برای قلب سرکش که در قفس زندانی است!

شخصیت مورد علاقه او در فیلمهای دیسنی "دومبو" فیل پرنده می باشد. وی عنوان کرده : "زمانیکه دمبو قادر به پرواز شد ، او گریه کرده است!"

شهرت وی از فیلم "عشق همان است که هست" ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج "آنجلینا" در تاریخ پنجم می 2000 با "بیلی باب تورنتون" بود که حاصل آن فرزند پسری به نام "مادوگس" است. "جولی" نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم "خارج از مرزها" ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد.

او در ماه می 2002 به عنوان سفیر خوشبختی ، از کمپ پناهندگان تام هین در تایلند بازدید کرد. او در تاریخ 27 می 2003 از همسر دومش "بیلی باب تورنتون" جدا شد.

بر اساس تحقیقات یک مرکز سینمایی مشخص شد که 35 درصد پاسخ دهندگان می گویند که "آنجلینا" اولین انتخاب آنها برای مراسم شام سال نو می باشد. در این تحقیق "کاترین زتا جونز" رتبه دوم را دارد.

آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او : "مدونا" ، "الویس پریسلی" ، "فرانک سیناترا" و گروه "کلش" می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند.

قبل از جدایی او و همسر دومش ( بیلی باب تورنتون ) ، از "آنجلینا" پرسیده شده بود که اگر "بیلی" به تو خیانت کند ، با او چه می کنی ؟ پاسخ داده بود که : "او را نمی کشم! چون عاشق فرزندمان هستم و پسرم به پدر احتیاج دارد. ولی او را کتک میزنم! من تمام مصدومیتهای ورزشی او را می شناسم و به آنها ضربه می زنم!"

"آنجلینا" در جایی دیگر در مورد جدایی از همسر دومش گفته بود :"رابطه ما یک رابطه واقعی و عمیق بود. برایم آسان نیست که بخواهم بگویم چه چیز باعث ایجاد مشکلات و جدایی ما شد. بیلی شبها با موزیک و شغلش سرگرم می شد و من هم با فرزندم بودم. به هر حال از این مسئله هم عصبی هستم و هم غمگین. این دوران برای من ، سخت ناراحت کننده است.

وی پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت در نقش مقابل براد پیت با او ازدواج کرد و براد قبول کرد سر پرستی فرزندانش را قبول کند جولی در سالهای اخیر به دلیل کمک های زیاد به نیازمندان جهان یکی از خیر خواه ترین هالیوودی ها بوده است.

 عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط کریم  | 

آنتونیو باندراس

زندگینامه آنتونیو باندراس

  خوزه آنتونيو دومينگوئز باندراس در 10آگوست سال 1960 در مالاگا در جنوب اسپانياچشم به جهان گشود خانواده باندراس ساده و به دور از تجملات بودند. پدرش پليس و مادرش معلم مدرسه بود 14 ساله بودكه در سالن تئاتر محلي مالاگا يك نمايش موزيكال را ديد و به طور ناخودآگاه احساس كرد به بازيگري علاقمند است و از همان روز تصميم گرفت هنرپيشه شود. لذا علي رغم ميل خانواده اش ، در مدرسه هنرهاي زيبا ثبت نام كرد و به گروه تئاتر محلي مالاگا پيوست درسال 1982 در فيلمي به كارگرداني «پدروالمودوار» نقش كوتاهي را اجرا كرد و مورد تشويق همه قرار گرفت .

در سال 1985 در فيلم «ماتادور» به كارگرداني «المودوار» ايفاي نقش كرد او در سال 1992 در فيلم «پادشاهان مامبو»خوش درخشيد و راه براي وي به سوي هاليوودباز شد، البته آنتونيو در آن زمان هنوز انگليسي رابه خوبي نياموخته بود، لذا در فيلم «پادشاهان مامبو» ديالوگ ها را به زبان انگليسي حفظ كرد و بالهجه اسپانيايي به بيان جملات پرداخت گام بعدي او بازي با «تام هنكس » در فيلم «فيلادلفيا» بود. چندي بعد در برابر «تام كروز» و«برادپيت » قرار گرفت و در در فيلم «مصاحبه بادراكولا» ايفاي نقش كرد و سپس با بازي در فيلم «خانه اشباح » به شهرت رسيد باندراس با ايفاي نقش در فيلم «ماسك زورو» درسال 1998 به همراه «آنتوني هاپكينز» و«كاترين زتاجونز» در سطح فيلم هاي برتر مطرح شد. گفتني است كه در اواخر سال 1999 و اوايل سال 2000 سعي در اجراي كارگرداني در فيلم «ديوانه اي در آلاباما» داشت . در بهار سال 2001 با «شارون استون » در فيلم «افسونگر» هم بازي شد و به دنبال آن در فيلم «فريدا» كه محصول مكزيك بود ايفاي نقش کرد .

اولين همسر باندراس ، «آنالزا» هنرپيشه اسپانيايي بود، كه در فيلم فيلادلفيا در سال 1993 با هم آشنا شدند اين ازدواج 8 سال دوام داشت ، اماآنان صاحب فرزندي نشدند. آن دو در سال 1995 از هم جدا شدند و در سال 1996 رسماطلاق خود را اعلام كردند. پس از اين جدايي ،باندراس با ملاني گريفيت كه هنرپيشه است درژانويه سال 1995 آشنا شد و سرانجام در 14 مي سال 1996 در لندن با هم ازدواج كردند. «ملاني گريفيت » از همسر قبلي اش دو فرزند به نام هاي آلكساندر و داكوتا دارد. ثمره ازدواج او با آنتوني نيز يك دختر به نام «استلا» است ، كه در24 سپتامبر سال 1996 به دنيا آمد. باندراس در فيلم «ديوانه اي از آلاباما» كه كارگرداني كرد، همسرش ملاني را نيز به بازي گمارد و با بازي در فيلم «دسپرادو» ساخته رودريگز وهمچنين فيلم «روزي روزگاري » در كنار جاني دپ به اوج شهرت رسيد .

عکس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:46  توسط کریم  | 

آلپاچینو

زندگی‌نامه آلفردو جیمز پاچینو

آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای تبار آمریکایی-ایتالیایی) خانه‌دار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربزرگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بودند.

وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند، مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آن‌جا اقامت کند.

ورود او به عرصهٔ بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت و نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند. اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.

در سال ۱۹۷۳ او در فیلم‌های مترسک و سرپیکو بازی کرد. در مترسک نقش آدمی سرگشته را داشت که در پی هویت خویش است و در سرپیکو نیز یک پاچینوی تمام عیار بود. وی در این فیلم نقش فرانک سرپیکو افسر پلیسی را بازی کرد که فساد افسران مافوق خود را افشا می‌کند. پاچینو در همان سال بار دیگر نامزد دریافت اسکار شد اما باز هم این جایزه نصیبش نشد. اما منتقدان، جایزهٔ گلدن گلاب را به سبب بازی در سرپیکو به وی اهدا کردند.

از دیگر بازی‌های چشمگیر پاچینو می‌توان به حضورش در فیلم‌های پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴)، بعد از ظهر سگی(۱۹۷۵) و فیلم و عدالت برای همه(۱۹۷۹) اشاره کرد. پاچینو برای بازی در همه این فیلم‌ها نامزد اسکار شد ولی مورد بی مهری اعضای اسکار قرار گرفت. او می‌گوید: «من برای اسکار بازی نمی‌کنم، چون بازیگری عشق من است، عشقی که هرگز نمی‌توانم رهایش کنم».

او برای بازی در فیلم هایی چون کرامر علیه کرامر(۱۹۷۹)، اینک آخرالزمان، متولد چهارم جولای(۱۹۸۹) دعوت شد ولی او این پیشنهادها را قبول نکرد. هنگامی که کاپولا برای فیلم اینک آخرالزمان او را دعوت کرد، پاچینو در یک جمله پاسخ منفی به او داد: «من با تو به جنگ نخواهم آمد».

دههٔ ۹۰ را برای باید دههٔ نوینی برای پاچینو دانست، زیرا او که پس از بازی در فیلم انقلاب (۱۹۸۵) مبتلا به ذات الریه شده و مدت چهار سال نیز از عالم سینما دور مانده بود، در فیلم دریای عشق (۱۹۸۹) بار دیگر خوش درخشید.از فیلم‌های معروف او در این دهه می‌توان به دیک تریسی، پدرخوانده ۳(۱۹۹۰)، فرانکی و جانی(۱۹۹۱)، گلن گری گلن راس(۱۹۹۲)، راه کارلیتو(۱۹۹۳)، التهاب(۱۹۹۵)، تالار شهر(۱۹۹۶)، وکیل مدافع شیطان، دنی براسکو(۱۹۹۷) و خودی (فیلم)(۱۹۹۸) اشاره کرد.اما برترین فیلم او در این دهه، بوی خوش زن در سال ۱۹۹۲ می‌باشد که جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد. او در این فیلم ایفاگر نقش مرد نابینایی بود که عشق به همنوع را به بهترین شکل ممکن بیان می‌کند. علاوه بر جایزهٔ اسکار، جایزه گلدن گلاب نیز برای این فیلم از سوی منتقدان، به او اعطا شد.زمانی که نقش شیطان در فیلم وکیل مدافع شیطان (۱۹۹۷) را ایفا کرد، همه بزرگان، نامداران و تماشاگران سینما و مردم عادی او را نابغه خواندند.

در سال ۱۹۹۶ از سوی انجمن گوتام جایزه ویژهٔ یک عمر فعالیت هنری نصیبش شد و پش از آن نیز از سوی فستیوال بین المللی فیلم سن سباستین اسپانیا، جایزه مشابهی به او اهدا شد. او در سال ۲۰۰۲ در فیلم بی خوابی نقش یک کاراگاه را بازی کرد که در تعقیب یک قاتل حرفه‌ای است. تاجر ونیزی (۲۰۰۴) را باید بهترین فیلم او از سال ۲۰۰۰ به بعد دانست.

کمتر بازیگری در سینمای جهان می‌توان سراغ گرفت که نظیر پاچینو قدرت بازی با چشم را داشته باشد. چشمان پاچینو قدرت صحبت کردن با مخاطب را دارد و می‌توان برق خاصی را در دیدگان وی احساس کرد. این یکی از امتیازات منحصر به فرد او است و فیلم پدرخوانده ۲ اوج بازی وی با چشمهایش به شمار می‌رود. قدرت و تأثیر نگاه او صحنه‌های جاودانه‌ای را در تاریخ سینمای جهان خلق کرده است. به‌عنوان مثال بازی استثنایی او در سکانس مرگ سولاتسو و پلیس خیانت کار در فیلم پدر خوانده۱، استعداد بی نظیرش را به نمایش می‌گذارد.

پاچینو در بازیگری دارای سبک ویژه‌ای است و به واقع سرشار از استعداد است و به خوبی می‌تواند ایفاگر هر نقشی باشد. نکتهٔ برجسته در بیشتر بازیهای او این است که مخاطب را با خود همراه می‌سازد. فرانسیس فورد کاپولا درباره او می‌گوید: «اگر کارگردان نمی‌شدم دوست داشتم یک پاچینو بودم». صدای گرم و دلنشین او در بازی به پاچینو کمک فراوانی می‌کند، گویی اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعاً بازیگر هستند.

در میان ستاره‌های هالیوود، بازیگران انگشت شماری چون مارلون براندو را می‌توان یافت که صدایی مانند او داشته باشند. پاچینو تاکنون ازدواج نکرده‌است اما دارای سه فرزند است كه یکی از آنان دختریی به نام جولی ماریاست (متولد ۱۹۸۸) که در پی رابطهٔ چندین ساله‌اش با مربی بازیگری آموزشگاه لی استراسبرگ، «جن ترنت»، به دنیا آمد و دو فرزند دیگرش دوقلوهایی با نام‌های انتون و اوليويا هستند (متولد۲۰۰۱) كه آن‌ها نيز ثمرهٔ رابطه ناموفقش با «بورلی دی آنجلو» بودند.

آل پاچینو در زندگی شخصی خود چیزی برای مخفی کردن ندارد و شاید به همین دلیل نزد مطبوعات و روزنامه‌نگاران از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است. او انسانی وارسته و درستکار است که همواره تلاش دارد به همنوعان خود، آن هم به هر شکل ممکن کمک نماید و همین موضوع سبب شده تا وی دوست‌داشتنی باشد.

فیلمهایی که پاچینو در آن ایفای نقش کرده

  • ناتالی و من
  • وحشت در نیلی پارک
  • عدالت برای همه
  • مترسک
  • پدرخوانده
  • پدرخوانده ۲
  • پدرخوانده ۳
  • انقلاب
  • دیک تریسی
  • گلن گری گلنراس
  • راه کارلیتو
  • التهاب
  • شهرداری
  • دنی براسکو
  • خودی (فیلم)
  • دنی براسکو
  • صورت زخمی
  • خودی
  • بوی خوش زن
  • سرپیکو
  • مخمصه
  • روش کارلیتو
  • وکیل مدافع شیطان
  • بعدازظهر سگی
  • کافه چینی
  • بی‌خوابی
  • اسلم وان
  • مردمی که میشناسم
  • گیگلی
  • تازه سرباز
  • فرشتگان در آمریکا
  • تاجر ونیزی (فیلم، ۲۰۰۴)
  • دو نفر برای پول
  • ۸۸ دقیقه
  • مشعل
  • فرانکی و جانی

جوایز

  • ۱۹۷۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - پدرخوانده
  • ۱۹۷۳ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو
  • ۱۹۷۴ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲
  • ۱۹۷۵ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی
  • ۱۹۷۹ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - عدالت برای همه
  • ۱۹۹۰ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - دیک تریسی
  • ۱۹۹۲ - نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - گلن گری گلنراس
  • ۱۹۹۲ - برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن
  • ۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - بعدازظهر سگی.
  • ۱۹۷۵ - برنده جایزه بفتا بهترین بازیگر نقش اول مرد - پدرخوانده ۲.
  • ۲۰۰۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - فرشتگان در آمریکا.
  • ۱۹۹۲ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - بوی خوش زن.
  • ۱۹۷۳ - برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد - سرپیکو.
  • 2007 - تقدیر از او در مراسم AFI به خاطر یک عمر تلاش در عرصه سینما و بازیگری

 عکس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:46  توسط کریم  | 

آشواریا رای

زندگی نامه آشواریا رای

 آیشواریا رای ملکه زیبایی در سال 1995 او یک هندی است پدرش مهندس و مادرش معلم بود. آیش در یک منطقه ی کوچک تجاری در هند به دنیا امد یک برادر دارد که از او بزرگتر است او هم مهندسی خوانده اما الان در سینما است البته بازیگر نیست آیش هم مهندسی خوانده اما تا نیمه ، چون ملکه شد و از آن به بعد تصمیم گرفت که یک بازیگر شود . خوب خداییش بازیگری ثروت زیادی را به اورساند او برای 3 دقیقه بازی در یک شوی زنده سی میلیون روپیه پول گرفته حالا شما حساب کنید او چقدر ثروت دارد او 6 میلیارد ثروت دارد هم اکنون عروس مشهورترین خانواده هند امیتا باچان بزرگ است. او در سال 1999 در فیلم هم دل د چوکه صنم با سلمان پنجمین مرد زیبای جهان هم بازی شد و هر دو دلباخته ی هم شدند و با هم نامزد کردند که پس از 2 سال جنگ و دعوا به دلیل تعصب شدید سلمان خان و مقرراتی بودن بیش از حد آیش و بی احترامی آیش به خانواده سلمان خان که البته مسلمان و سنی هم هستند این رابطه به انتها رسید و پس از او آیش رو به سوی مردان زشت آورد شاید فکر می کرد مرد زیبا خوب نیست او با ویوک اوبرای بازیگر نچندان مشهور و زیبای بالییووودی رابطه بر قرار کرد اما رابطه ی آنها هم زیاد طول نکشید و در اواخر سال 2004 و اوایل 2005 به خاطر اینکه ویوک از آیش استفاده تبلیغاتی می کرد و در یک مصاحبه راجب مسائل خصوصی خود با آیش صحبت کرد آیش با یک اس ام اس به این رابطه پایان داد و با آبیشک باچان گرم گرفت و در طی فیلم برداری فیلم امراو جان آبیشک از او خواستگاری کرد و قلب ملکه ی یخی بالیوود را شکست و آن دو در کمال ناباوری مردم و حتی ناباوری خود آمیتا باچان که علاقه داشت ستاره ی نوظهور پریانکا چوپرا را عروس خود کند که او هم ملکه زیبایی جهان در سال 1999 است البته واقعا به پای آیش نمیرسد در زیبایی و جایا باچان که دوست داشت رانی موکرجی که مدتی با ابیشک هم رابطه داشت را عروس خود کند اما شبی ابیشک پیش پدرش آمد و گفت من می خواهم با آیشواریا که 3 سال هم از من بزرگتر است ازدواج کنم با کلی مخالفت و انجام چندین مراسم دینی آن دو با هم نامزد شدند و سرانجام ازدواج کردند. ابیشک باچان 7 سال تمام در تلاش بود که با کاریشما کاپور که او هم از او بزرگتر است و از قضا چشم آبی است ازدواج کند اما نامزدی انها ناکام ماند به دلیل مخالفت بابیتا کاپور مادر کاریشما و خانواده ابیشک . رابطه ی او با رانی هم به خاطر اینکه ستاره های آنها به هم نمی خورد زیاد طول نکشید . با پریانکا هم همین طور حتی آنها به ستاره شناسی هم نرسیدند . جایا باچان همسر کوتوله آمیتا و مادر زشت آبیشک رقیب زیبایی مانند رکا داشت و هیما مالینی که البته او موفق شد اما همه می گویند چون رانی قد کوتاه بوده او دوست داشته رانی همسر پسرش شود و صد البته که رانی واقعا زیبا و بامزه است.

عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:45  توسط کریم  |